بیوگرافی امید علومی + مصاحبه و عکس امید علومی و سحر قریشی

دسته بندی : بیوگرافی

بیوگرافی امید علومی خواننده،بیوگرافی امید علومی ویکی پدیا،زندگینامه امید علومی،عکس و بیوگرافی امید علومی،بیوگرافی امید علومی همسر سحر قریشی

عکس امید علومی و سحر قریشی

برای مطالعه بیوگرافی به ادامه مطلب مراجعه کنید …

بیوگرافی امید علومی + مصاحبه و عکس امید علومی و سحر قریشی

امید علومی یکی از خواننده ای جوان ایرانی هستش و تا امروز کار های مجاز زیادی رو از خودش منتشر کرده . امید علومی متولد ۲۳ آبان ؟۱۳۶ هستش و به نظر میرسه که ساکن غرب تهران و یه خواهر کوچکتر از خودشون دارن و لازم به ذکر است که بیوگرافی و چیز زیادی از زندگی شخصی امید علومی در دسترس نمی باشد و تا به حال ترجیح داده که صحبتی نکند ولی مصاحبه ای درباره ی ازدواج با سحر قریشی نیز جود دارد و در ادامه می توانید مطالعه بفرمایید.

شما مخاطبین عزیز می توانید برای دانلود آهنگ های امید علومی به لینک زیر مراجعه کنید

دانلود آهنگ جدید امید علومی

مصاحبه برنامه دید در شب با سحر قریشی

سحر قریشی بازیگر سینما و تلویزیون که با بازی در مجموعه دلنوازان به شهرت رسید با حضور در برنامه دید در شب حاضر شد و به سوالات مجری این برنامه رضا رشید پور در مورد زندگی شخصی اش و حواشی پیرامون حرفه اش پاسخ داد:

می گویند سبک فعالیت شما در اینستاگرام برگرفته از لیدی گاگا است این مطلب تا چه میزان صحت دارد؟

تا جایی که من ایشان را می شناسم یک فرد بسیار هنرمند و تحصیل کرده هستند اما ایشان الگوی من نیستند من عکاسی را دوست دارم و از یک سری دوستانم خواستم تا برایم سربندهایی طراحی کنند که ضمن داشتن حجاب کامل با روسری متفاوت باشد و هارمونی خاصی با لباس هایم داشته باشد که اگر شرایط فراهم باشد برای پوشش در کارهای طنز پوشش مناسبی است شغل من ایجاب میکند عکس بگیرم و اینکه من حجاب کامل داشته باشم و خاص باشم مشکلی برای نه از جانب ارشاد نه از جای دیگر به وجود نیاورده است.

سبک پست های شما طوریست که انگار خودتان دوست دارید حاشیه درست کنید؟

من بانوی حاشیه ایرانم هستم، خیلی خوب فحش می خورم ، وقتی من در اینستاگرامم عکس می گذارم خون آشام ها حمل می کنند

همکارانم به من میگویند چقد صبور هستی من هیچ کامنتی را پاک نمی کنم مگر اینکه موضوع خیلی حاد و بد باشد چون در فالویینگ ها افراد کم سن و سال نیز تعدادشان کم نیست.

دلیل این فحاشی ها در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی را در چه می بینید؟

بیکاری ممکن است یکی از دلایل اصلی این موضوع باشد وقتی شما درگیر دانشگاه مدرسه ، کار، کلاس زبان و باشگاه باشی وقت نداری به چیز به غیر از خودت فکر کنی.

برای اینکه حالتان خوب شود چه می کنید؟

من با آرایشگاه رفتن تمیزی و تغییر حالم خوب می شود و زمانیکه بخواهم حالم عوض شود به آرایشگاه می روم مادر من سالها سال آرایش داشت و من در آنجا بزرگ شدم و خودم هم مدرک آرایشگری دارم و در چهارده سالگی مدرک بین المللی گریم و میکاپ گرفتم.

شما تحصیلات بازیگری ندارید؟

نه متاسفانه ندارم اما در حال حاضر تایم پیک کاری من هست ولی تصمیم گرفتم بعد از این دوران کارگردانی بخوانم زیرا از لحاظ تجربی به درجه ای رسیدم که بخواهم فیلم بسازم و باید علم این کار را هم یاد بگیرم.

در حوزه بازیگری مطالعه دارید؟

دروغ چرا، نه ! بیشتر سعی می کنم فیلم ببینم و دوره های عملی بازیگری یا کارگردانی را شرکت کنم.

عده ای می گویند که شما دیپلم ندارید؟

دیپلم تجربی از مدرسه بنت الهدی دارم، این شایع هایی بود که همسر سابقم برایم به وجود آورد زمانی که من متراکه کردم عروس اقای زبر دست از تهیه کننده فیلم و سریال که از دوستان من بودند مرا به ایشان معرفی کردند که دنبال یک نابازیگر برای کارشان بودند قبل از اینکه اتفاق سینمایی بیفتد من درخواست طلاق داده بودم، سال ۸۴ عقد کردم و اولین درخواست طلاقم سال ۸۵ بود پدر و مادرم در ایران زندگی نمی کردند و همسرم با معرفی خود به عنوان مدیر برنامه های من در زمانی که ابتدای معروف شدنم بود با سایت ها و روزنامه های مختلف صحبت می کرد، ولی شما بدانید هیچ زنی از خوشبختی فرار نمی کند من یکبار زندگی می کنم و می خواهم این یکبار را خوش بخت زندگی کنم.

همسرسابقتان می گوید فراموش کردید که چه کسی بودید و چه شدید اصطلاحا جو گرفته بود؟

نه من راحت می گویم جو گیر نشدم من آنجا خوش بخت نبودم من در سن هفده سالگی انتخاب شدم و الان یکی از افرادی هستم که به شدت با ازدواج در سن کم مخالفم پدرم در آمریکا زندگی می کند به من می گوید تو جهان سومی فکر می کنی ولی من در آن دوره دوست داشتم وارد زندگی شوم و بچه دار شوم و ساده زندگی کنم.

الان تنها زندگی می کنید؟

پدر من آمریکا و مادرم در انگلیس است که بعد از جدایی من با برادرم پیش من آمدند تا من تنها نباشم.

بازیگرانی که از کشور خارج شدند اظهاراتی در مورد وضعیت سینمای ایران کردند که شرایط بد و نامناسبی دارد نظر شما در مورد این حرف ها چیست؟

تا به این لحظه به من هیچ پیشنهاد بی شرمانه ای نشده و اتفاق ناشایستی برای من نیفتاده است، ببینید ادمها خودشان هستند که به خود عزت و احترام می دهند من با یک لباس به سر صحنه می روم و با یک لباس به مهمانی اگر جای این دو عوض شود اتفاق های قشنگی نمی افتد ولی من این موضوع را تا این لحظه در سینمای ایران درک نکردم و هر چه دیدم فضای صمیمی و در حین حال پر احترام بوده است.

شما آدم پولداری هستید؟

پولدار نه ولی من آدم ثروتمندی هستم ، یک ادم از وضعیت مالی متوسط هستم.

چرا شما مصاحبه جدی در مورد سینما و مسائل پیرامون آن ندارید و مطالبی که در پایگاههای خبری و روزنامه و مجلات موجود است بیشتر اختصاص دارد به تعداد عمل های زیبایی و بحث های این چنینی؟

واقعا نمی دانم چرا این اتفاق نمی افتد شاید نگاه مردم موجب می شود سوالات به این سمت برود نگاه مردم و قضاوت های مردم به گونه ای دیگر است اگر زیبایی می بینند فکر می کنند عمل زیبایی صورت گرفته و فیک است و برروی درستی حرفشان اسرار دارند اما من عمل زیبایی انجام ندادم.
شاید در سی و پنج سالگی از سینما خداحافظی کنم پدرم می گفت هر چقدر محبوب شوی محدود می شوی

دلخوری از چیست که میخواهید به این زودی خداحافظی کنی؟

دوست داشتم به عنوان یک دختر بیست و هفت ساله الگوی جامعه باشم و بتوانم فرهنگ سازی کنم، سفیر فلان برنامه ای که می شویم مبلغ به عنوان هدیه ای در نظر گرفته می شود ما هیچ مبلغی را نمی گیرم حضور ما هیچ اتفاقی مثبتی نمی افتد

شما چرا مشهور شدید؟

نمی دانم خودم شوکه شدم از این اتفاق

به خاطره چهره زیبا یا بازیگری خوبتان؟

ما داریم بازیگرانی که بسیار هنرمند هستند و چهرههایشان در مقایسه با سوپر استارها متفاوت است.

شما الگویتان در بازیگری کیست؟

الگوی خاصی ندارم ولی خیلی ها را دوست دارم مثل مهتاب کرامتی

شما در تلویزیون ممنوع الکارید؟

بله، با توجه به اینکه من از تلویزیون ستاره شدم اما ممنوع الکارم

شما خودتان را بازیگر گیشه می دانید؟

بله

یکی از همکارانتان به کنایه گفت شما فالور های اینستاگرامتان را خریده اید؟

فالور را مگر می خرند! نه من از موضوع خرید و فروش فالور بی اطلاع هستم و اینقدر دغدغه ندارم که بخواهم روی آن هزینه کنم.

نظر خود را در مورد اسم های زیر بگویید:

فاطمه معتمد آریا: بی نظیر
نیکی کریمی: بعدی
الناز شاکر دوست: گولم زده ، ولی دوستش دارم
گوهر خیر اندیش: یکی از بهترین پارتنرهای زندگی من
مهناز افشار: از نزدیک با ایشان آشنایی ندارم ولی دوستش دارم
هانیه توسلی: دختر خوب
باران کوثری: حرف نداره
ترانه علیدوستی:
سمانه پاکدل: جایش در قلب من است
فریبا نادری: ته معرفت هستند
سیاوش خیرابی: با اسرار او بعد از کار لج و لجبازی برای تست سریال دلنوازان به دفتر آقای سهیلی زاده رفتم
اکبر عبدی: واقعا حقش را در سینما نگرفت

امید علومی چه نسبتی با شما دارد؟

من به هر حال در شرایطی نیستم که تنها بخواهم به زندگی ام ادامه بدهم ، البته من امید را از قبل می شناختم ولی الان در مرحله نامزدی آن هم به صورت محرم برای آشنایی بیشتر با هم هستیم.

بیوگرافی امید علومی خواننده،بیوگرافی امید علومی ویکی پدیا،زندگینامه امید علومی،عکس و بیوگرافی امید علومی،بیوگرافی امید علومی همسر سحر قریشی

عکس امید علومی و سحر قریشی

سحر قریشی و امید علومی در مصاحبه با مجله ایده آل از رابطشان با هم گفتند:

شما شایعه را رها نمی‌کنید یا شایعه دست از سرشما برنمی‌دارد؟

قریشی: به نظرم این ویژگی شغل من است که با حاشیه همراه باشد. همه هنرمندان در هر عرصه‌ای چه بازیگری، چه خوانندگی و حتی بازیکنان عرصه ورزشی چون زندگی‌شان زیر ذره‌بین است دچار یک‌سری حواشی می‌شوند. از طرفی هرچه پیشرفت شما در کارتان بیشتر باشد، حاشیه‌های‌تان نیز بیشتر می‌شود.

این ماجرا، شما را در طی این سال‌ها دلزده نکرده است؟

قریشی: اوایل بازیگری‌ام چرا، این اتفاق افتاد چون خیلی حساس بودم. تازه از یک محیط متفاوت وارد جامعه بازیگری به اسم سینما شده بودم که فکر می‌کردم همه همکارانم هستند. اصلا به این فکر نمی‌کردم که حتی از سوی آنها هم زیر ذره‌بین باشم. این مسئله حتی در زندگی شخصی‌ام تاثیر گذاشت چون روحیه‌ام با آن سازگار نبود اما الان اصلا برایم مهم نیست و رویش فکر نمی‌کنم. برای این حواشی وقت نمی‌گذارم و شاید همان بهتر که سایرین برای حاشیه‌های کاری‌ام وقت بگذارند.

فکر می‌کنید چه اتفاقی افتاده که اینقدر نسبت به رفتارها و زندگی شخصی یکدیگر کنجکاو شده‌ایم و حتی از مرز کنجکاوی رد شده و کار به فضولی کشیده است؟ البته منظورم فقط هنرمندها نیست؛ درواقع به‌راحتی در مورد همدیگر نظر می‌دهیم و یکدیگر را قضاوت می‌کنیم.

قریشی: این ماجرای قضاوت کردن نکته مهمی است که به نظرم به بی‌ایمانی بازمی‌گردد. ما انگار خیلی چیزها را فراموش کرده‌ایم و تا به مشکلی برنخوریم یاد خدا نمی‌افتیم. همیشه صبر می‌کنیم تا مشکل به قول معروف همسایه، برای ما هم پیش بیاید تا به خدا نزدیک شویم و خودمان را در شرایط همسایه ببینیم و درک کنیم. شاید چون یک‌سری آدم‌ها مسلمان هستند و یک‌سری آدم‌ها مسلمان‌زاده هستند.

این آدم‌ها سطحی به دنیا نگاه می‌کنند. جوانی را در نظر بگیرید که پشت فرمان یک خودرو بدون اهمیت دادن به دیگران و برای فخر فروختن پایش را روی پدال گاز می‌گذارد، قطعا جانش هم برایش مهم نیست. چنین آدمی چه اهمیتی برایش دارد که پشت سحر قریشی چه حرفی زده شده و چه نظراتی زیر پست‌های او گذاشته می‌شود. به نظرم این ماجراها تنها به خاطر کمرنگ شدن ایمان آدم‌هاست.

یعنی فقط مسئله این است؟

قریشی: ببینید ما انگار به نوعی خودمان را محق هم می‌دانیم؛ مثلا طرف می‌گوید یا کامنت می‌گذارد که چرا فلان کار را کردی؟ انگار باید راه بیفتیم قبل از هر تصمیم و کاری از همه اجازه بگیریم و به میل آنها رفتار کنیم. اینکه چرا با فلانی ازدواج کردی؟ چرا فلان فیلم را بازی کردی؟

چرا با فلانی دوست هستی و … . اصلا انگار فراموش می‌کنند بعضی مسائل جزو مسائل شخصی افراد است. به نظرم چنین افرادی مسائل شخصی در زندگی خودشان ندارند وگرنه به حیطه خصوصی افراد دیگر احترام می‌گذاشتند. شاید بهتر باشد از همان اول دبستان این آموزش را به همه بدهند که زندگی هر کسی متعلق به خودش است. درواقع اینکه شما چیزی را دوست ندارید دلیل بر بد بودن آن نیست و دلیلی نیست شخص دیگری هم آن را دوست نداشته باشد.

این ماجرا در فضای مجازی زیاد شده و به نظر می‌رسد رفتارهای این‌چنینی با آمدن برنامه‌های شبکه‌های اجتماعی پررنگ‌تر شده باشد.

قریشی: آدم‌ها عادت کرده‌اند به زندگی هم سرک بکشند. منظورم همه نیست؛ منظورم این طیف افرادی است که در زندگی همه دخالت می‌کنند و فقط هدف‌شان سحر قریشی نیست؛ البته بخشی از ماجرا به خاطر بیکار بودن‌شان است. وقتی سوار آژانس می‌شوید و می‌بینید راننده با داشتن مدرک تحصیلی بالا و توانایی کارهای مختلف فنی به خاطر شرایط، جایگاه شغلی خوبی ندارد، ناراحت می‌شوید ولی  از طرفی می‌بینید غیرت آن را دارد که برای زندگی کردن و تامین حال و آینده خود و خانواده‌اش کاری را انجام دهد که تنها از روی اجبار برای کسب درآمد است.

این مسئله نشان می‌دهد یک‌سری مشکلات حاد در جامعه داریم. وقتی دانشجوی شهرستانی با امکانات کم در تهران قبول می‌شود و دانشجوی تهرانی با این همه امکانات در شهرستان پذیرفته می‌شود، یعنی دچار یک‌سری مشکلات فرهنگی شده‌ایم. همه این ماجراها نشان می‌دهد یک چیزی در حال رخ دادن است.

و بالاتر از همه اینها بازیگرها محکوم به این نوع حواشی هستند.

قریشی: بله و دیواری کوتاه‌تر از دیوار بازیگرها نیست. جوابی هم نمی‌شود داد چون هر جوابی بدهی منجر به حاشیه بعدی می‌شود.

آقای علومی این حواشی شما را هم آزار می‌دهد؟

علومی: نه آنقدرها اما این ماجرا روی من هم اثر گذاشته و باعث تاسف است.

خودتان هم دچار چنین مشکلاتی شده‌اید؛ مثلا اینکه بگویند امید علومی که خواننده بود، ای بابا! این هم که آمد بازیگر شد.

علومی: تا دل‌تان بخواهد و حرف‌های مشابه که همگی فقط قضاوت بدون شناخت و آگاهی است.

در مواجهه با آن چه کار می‌کنید؟

علومی: فقط تحمل می‌کنم. چه کاری می‌شود کرد؟! بازیگر هستی می‌روی یک آلبوم موسیقی می‌دهی می‌گویند همه بازیگرها می‌خواهند خواننده شوند. خواننده هستی می‌روی سمت بازیگری، می‌گویند همه خواننده‌ها بازیگر شدند.

و شاید این حرف که مثلا بچه پولدار است و… .

علومی: دقیقا؛ اینکه مثلا امید علومی بچه مایه‌دار است و پول داده تا بازی کند وگرنه خودش چیزی برای ارائه ندارد یا با پول خواننده و بازیگر شده وگرنه نه صدا دارد و نه قیافه و… . تا دل‌تان بخواهد این حرف‌ها را شنیده‌ام.

فکر می‌کنید چقدر از این ماجرا به حسادت ما نسبت به موقعیت یکدیگر بازمی‌گردد؟

علومی: حسادت هم نقش دارد. به نظرم آدمی که چشم دیدن پیشرفت دیگران را ندارد، به‌راحتی در مورد آنها حرف می‌زند و نظر می‌دهد. به نظرم اطراف همه ما آدم‌های حسود وجود دارد.

عکس امید علومی و سحر قریشی
شما خودتان به موقعیت کسی حسادت کرده‌اید؟

علومی: بله ولی خیلی کم پیش آمده است. همیشه سعی می‌کنم اینگونه به مسئله نگاه نکنم بلکه یاد بگیرم خودم را به موقعیت بهتر و بالاتری برسانم.

به خاطر این قضاوت‌ها و دخالت‌ها، چقدر زندگی‌تان دور از چشم مردم است؟

علومی: متاسفانه مجبور هستی که این کار را بکنی؛ حتی کمی باعث شده دور از افراد بوده و به نوعی منزوی باشم؛ اینگونه بسیار راحت‌تر است.

این موضوع در روابط دوستانه‌تان هم اثر گذاشته؟ مثلا از ترس اینکه یک عکس در مهمانی برای شما ماجرا و حاشیه به وجود بیاورد، به هر جمعی نروید؟

علومی: صددرصد این اتفاق می‌افتد؛ هم تعداد دوستان کم می‌شود و هم اینکه شما مجبورید خود را نسبت به خیلی چیزها محدود کنید. برای همین ما خیلی از کارها را نمی‌کنیم، خیلی جاها نمی‌رویم و رفت و آمدمان هم محدود و گزیده می‌شود.

این باعث شده از زندگی کمتر لذت ببرید؟

علومی: سعی کرده‌ام جایگزینی پیدا کنم و سرم را با چیزهای دیگری گرم کنم.

خانم قریشی شما هم نسبت به قبل از زندگی کمتر لذت می‌برید؟

قریشی: فکر می‌کنم این واقعیت ـ که پشت سر آدم‌هایی که در چشم هستند حرف زده شودـ فقط مختص هنرمندان نیست؛ حتی پشت سر رئیس‌جمهور کشور هم حرف می‌زنند؛

رئیس‌جمهوری که با رأی اکثریت مردم به این جایگاه رسیده‌اند. ما که در مقابل ایشان کسی نیستیم. من خودم را می‌گویم، خود سحر قریشی که به کسی هم برنخورد. من یک شغل دارم که بازیگری است و در کنارش زندگی شخصی خودم هم هست. چقدر ممنون می‌شوم که بگذارند بدون مشکل به زندگی خودم برسم؛ مثلا در مورد حسادت که گفتید، برخی مردم فکر می‌کنند هنرمندان حق آنها را خورده‌اند.

همین حس بد را به شکل و قالب کلمه و انرژی منفی به تو منتقل می‌کنند تا به قول خودشان دلت را بسوزانند. اینکه مسیر زندگی هر کسی به سمتی است به نظرم یا لیاقتش را دارد یا ندارد. باید زحمت کشید تا به جایگاهی رسید.

شما زحمت کشیدید؟

قریشی: اگر از بازیگری بیاییم بیرون، من سحر قریشی در زندگی شخصی‌ام زحمت بسیاری کشیده‌ام. قبل از آنکه مردم مرا به عنوان یک بازیگر بشناسند، زندگی سخت خودم را داشته‌ام. شاید الان خدا خواسته در جواب سکوت و سختی و… در مرحله‌ای از زندگی در شغلی به اسم بازیگری به من نگاهی داشته باشد.

اگر به زندگی خیلی از بازیگران ما نگاه کنید با زحمت و سختی به این جایگاه فعلی‌شان رسیده‌اند. ما فقط حال امروز آدم‌ها را می‌بینیم. شما به جای آنکه چشم دیدن خوشحالی و موفقیت دیگری را  نداشته باشید و فکر کنید دیگری حق‌تان را خورده به این فکر کنید که خودتان واقعا چه کار کرده‌اید؟ شمایی که به‌راحتی به دیگری توهین می‌کنید اگر به جایی برسید می‌خواهید چه کار کنید؟

اما گاهی عوامل بیرونی هم به جز خواست و تلاش شما هست که مانع می‌شود.

قریشی: بله صددرصد. من خودم وقتی وارد این عرصه شدم و در کارهایی بازی کردم که با پخش آن کارها به شهرت رسیدم، خیلی سریع در اوج شهرت ممنوع‌الکار شدم. این یعنی همیشه کسی هست که جلوی شما را بگیرد؛ یکی که قدرت دارد و با امضای یک نامه مانع پیشرفت شما می‌شود.

یکی دیگر مثل همان قشری که آن قدرت را ندارند اما با حرف و شایعاتی که برای شما ایجاد می‌کنند، شما را آزار می‌دهند. یکی که  از ریشه‌های حسادت و کمبودهاست. چون جوان‌ها وارد فضای مقایسه می‌شوند، می‌گویند فلانی دارد چرا من ندارم؟ این برای آن آدم مانند یک فشار روانی است و ما به شکل توهین آن را می‌شنویم.

به این توهین‌ها فکر هم می‌کنید؟

قریشی: گاهی بله. بعضی از آنها شبیه نوعی درددل کردن است. علت دارد، همه این کامنت‌ها هم مغرضانه نیست اما واقعا برخی خیلی خیلی عجیب هستند. مدام می‌گویند تو که قیافه نداری چرا بازیگر شدی؟ چند وقت بعد همان آدم‌ها می‌آیند کامنت می‌گذارند بازیگری هنر می‌خواهد نه چهره، تو فقط به خاطر چهره‌ات وارد بازیگری شده‌ای!!! تو نمی‌دانی بالاخره باید قیافه داشته باشی یا نه؟ از تو خوش‌شان نمی‌آید بعد فیلم تو را می‌بینند و شروع می‌کنند به کامنت‌های توهین‌آمیز و مغرضانه.

اگر از سحر قریشی خوش‌تان نمی‌آید، خب کاری ندارد فیلم‌هایش را تماشا نکنید. به نظرم این نگاه مغرضانه‌ای است که بگوییم فلانی بازیگر نیست، من قطعا استعدادی در این عرصه داشته‌ام که در این جایگاه هستم. کسی نمی‌آید در این سینما یا عرصه موسیقی یا هر شاخه‌ای از هنر، روی نداشته‌های شما سرمایه‌گذاری کند. طرف می‌گوید چون فلانی پول دارد در سینما بازی می‌کند اما اگر سینما اینقدر پولکی باشد باید تاسف خورد برای مردمی که می‌روند فیلم‌ها را می‌خرند و می‌بینند.

اگر این‌طور فکر می‌کنید، اعتصاب کنید و فیلم‌ها را نبینید اما این اعتصاب برای کار هنری بد وجود ندارد. اگر فلانی را دوست ندارید فیلم او را نبینید. وقتی قدرت انتخاب دارید چرا خودتان را آزار می‌دهید و فیلم بازیگری را تماشا می‌کنید که به او علاقه ندارید. به جای سحر قریشی که وقتی او را می‌بینید حرص می‌خورید، سراغ بازیگری بروید که کارهایش به شما انرژی خوب می‌دهد.

قطعا پس از ویدئوی تاک‌شویی که از شما پخش شد، برخوردهای بد زیادی دیدید. نگاه شما نسبت به آدم‌ها چطور شده؟ مثلا وقتی کسی سمت شما می‌آید چقدر نگرانید که ممکن است بخواهد توهین کند یا چیزی بگوید که دوست ندارید؟

قریشی: من معمولا بابت هر آدم و هر واکنشی خودم را اذیت نمی‌کنم اما بارها شده که خیلی ناراحت شده‌ام؛ مثلا برای خرید به پاساژی رفته‌ام، یکی می‌آید می‌گوید: «وای خانم قریشی یعنی شما واقعا عکس فلانی را نشناختید؟» می‌گویم: «نه، مگر شما شناختید؟ چقدر خوب، آفرین» و برایش دست زدم. راستش من هیچ‌وقت برای آدم‌ها زندگی نکرده‌ام اما برایم مهم بوده که نگاه‌شان به من چیست. برایم مهم بوده در این فرصتی که خدا به من داده و موقعیتی که برایم فراهم کرده توانسته‌ام کاری انجام دهم. آنهایی که طرفدارم بودند مرا دوست داشتند، با این ماجرا دلی‌تر برخورد کرده‌اند و همیشه با من هستند اما بعضی رفتارها و حرف‌ها بوده که حس کردم در مقابل‌شان سکوت کنم بهتر است.

مثلا چه حرفی؟

قریشی: یکی از من می‌پرسد: اصلا چرا به برنامه رشیدپور رفتی؟ چه بگویم؟ بگویم ببخشید که از قبل از شما اجازه نگرفتم. می‌گویند: شما که رفتید حداقل از قبل سوالات را با هم هماهنگ می‌‌کردید که جلوی مردم آبروی‌تان نرود! خیلی جالب است من بروم و با دروغ یک برنامه اجرا کنم برای مردم خیلی بهتر است. خب، دروغ که بدتر است. انگار داریم به دروغ گفتن و دروغ شنیدن عادت می‌کنیم. انگار فراموش شده که دروغ یک گناه کبیره است. دغدغه‌های زندگی‌مان آنقدر زیاد شده که یادمان رفته دروغی که مثل نقل و نبات می‌گوییم، فخری است که به دیگران می‌فروشیم، پشت سر یکدیگر غیبت می‌کنیم و… همه و همه گناه است و یک روزی باید جوابگوی همه آنها باشیم.

خیلی خوشحال می‌شوم این افراد را سر پل صراط که همه به آن اعتقاد داریم، ببینم. شده بارها در خلوت خودم از خدا خواسته‌ام به من صبر دهد که از این همه بار انرژی منفی که به سمت من می‌آید، خم نشوم. آن هم فقط برای یک مصاحبه؛ مصاحبه‌ای که دلی رفتم و دلی جواب دادم. دوست دارم بعضی از همان برنامه‌ها را ببینید که آدم‌ها چطور شو اجرا کرده‌اند، دیالوگ‌های از پیش تعیین شده گفته‌اند، مونولوگی را حفظ کرده‌اند و جلوی دوربین گفته‌اند. چرا مردم نسبت به آنها واکنش نشان نمی‌دهند؟ اگر گوش شما به دروغ شنیدن عادت کرده من عذرخواهی می‌کنم که جلوی دوربین دروغ نگفتم. من به‌راحتی می‌توانستم به آقای رشیدپور بگویم آن بخش از مصاحبه را دربیاورد اما این کار را نکردم.

خب، چرا این کار را نکردید؟

قریشی: دلم می‌خواست همه بدانند من و آنها با هم فرقی نداریم. من هم نقطه ضعف‌ها و کمبودهایی دارم. همه ما کمبود داریم. من اگر در این موقعیت هستم شاید برای این است که جایی خوب کار کرده‌ام یا دست کسی را گرفته‌ام که حالا خدا دست مرا گرفته است. با خوردن حق و پول مردم بالا نیامده‌ام. برای من هنوز خیلی چیزها همان معنای خودش را دارد. دزدی، دزدی است.

حق مردم، حق مردم است. دوست ندارم دروغ را پشت صحنه تبدیل به مصلحت کنم و بیایم جلوی دوربین برنامه آقای رشید‌پور. کار همان کار است و فقط اسمش عوض می‌شود. الان طرف خیانت می‌کند اسمش را می‌گذارد پیچاندن. فکر می‌کند از گناه ماجرا کم می‌شود. وقتی اسم گناه را عوض کنیم، ترس‌مان هم برای انجام آن گناه کم می‌شود. من واقعا برای این شکل نگاه‌ها و آدم‌ها متاسفم. بعضی‌ها همان آدم یک ماه محرم هستند. در یک ماه عزاداری می‌کنند بعد به زندگی پر از گناه خود بازمی‌گردند. همیشه و در همه حال باید انسان بود.

الان از آن مصاحبه پشیمان نیستید؟

قریشی: نه. من نه از آن مصاحبه ناراحتم و نه از جایگاهی که دارم. هرکسی از من ناراحت  است حق با اوست. هرکسی نظر خودش را دارد و نظر همه برای من محترم است. هیچ گاردی نسبت به کسی ندارم.

من یک خبرنگار هستم و ممکن است کارم با شما ارتباط داشته  باشد اما آقای رشیدپور یکی از بدنه و به نوعی همکار شماست. چقدر این برنامه باعث شد نگاه شما به آدم‌های هم‌صنف خودتان عوض شود و مثلا اگر برای تاک‌شوی دیگری دعوت شدید، درنگ کنید؟

قریشی: آقای رشیدپور به اندازه سن من تجربه کاری دارند و من احترام زیادی برای ایشان قائل هستم. من از رفتن به این برنامه و زمانی را که با همکارم گذراندم، پشیمان نیستم؛ همکاری که پیشکسوت من هستند و از ایشان یاد گرفته‌ام. اتفاقا حس می‌کنم او زمینه اتفاقی را برایم پیش آورد که بیشتر به حرفه خودم فکر کنم؛ حتی به این فکر کنم اگر این حیطه و کار مال من نیست از آن بیرون بروم. راستش دغدغه من این نیست که پیش چشم مردم زندگی کنم.

بخشی از سوالات در آن برنامه سوالات مردمی بود و من خواستم کاملا صادقانه جواب مردم را بدهم، با اینکه می‌توانستم جواب ندهم یا اگر جواب دادم بعدا از ایشان بخواهم حذف کنند. دوست داشتم روراست باشم و به نظرم افرادی با روراستی مشکل دارند که خودشان اهل تظاهر کردن باشند. من معجزه‌وار وارد این حرفه شدم و همان کسی که مرا به این جایگاه رسانده هوای مرا هم دارد.

به جز مردم، همکاران خودتان هم واکنش بد نشان دادند؟

قریشی: به هر حال همکاران من نیز بخشی از همین مردم هستند. ما همه مثل همین هستیم؛ فقط نوع کارمان متفاوت است. بله برخی از همکاران و هم‌صنف‌های خودم نیز واکنش‌های بدی نشان دادند.

خب، کمی فضا را عوض کنیم. آقای علومی دغدغه این روزهای شما چیست؟

علومی: فعلا درگیر آلبوم جدیدم هستم که اولین آلبوم مجاز من است. دوست داشتم که دیگر به شکل مجاز کار کنم؛ البته نسبت به کارهای قبل تفاوت‌هایی خواهد داشت اما نه آنقدر که بگویم کارهایم را عوض کرده‌ام. این مسئله باعث شده حرفه‌ای‌تر و با دقت بیشتری به موسیقی نگاه کنم. به همین خاطر کارم سخت‌تر شده است.

سینما و موسیقی را موازی جلو می‌برید؟

علومی: بله و به هر دوی آنها علاقه و توجه دارم.

یعنی سینما برای‌تان مقوله سرگرمی نیست؟

علومی: اصلا برایم در حد یک سرگرمی نیست و کاملا جدی برایش برنامه دارم؛ البته حتی قبل از خوانندگی دوست داشتم بازیگر شوم؛ حتی به کلاس آموزش بازیگری هم رفتم اما دیدم مسیر بسیار دشواری است.

بعد پشیمان شدید؟

علومی: پشیمان که نشدم اما زمینه‌اش فراهم نبود. در همان دوره رفتم کلاس گیتار و بعد از مدتی موسیقی و آهنگسازی را شروع کردم. وقتی وارد دنیای موسیقی و خوانندگی شدم از فضای سینما دور ماندم.

عکس امید علومی و سحر قریشی

سینما را دنبال می‌کنید؟

علومی: به شدت. فیلم زیاد می‌بینم؛ هم به فیلم‌های خارجی و هم به فیلم‌های ایرانی علاقه دارم اما بیشتر در خانه به تماشای فیلم می‌پردازم؛ ضمن اینکه نمی‌توانم بگویم سینما دغدغه من است چون در حال حاضر خوانندگی برایم در اولویت است.

خانم قریشی شما این روزها چقدر دغدغه سینما دارید؟

قریشی: راستش اگر صادقانه جواب بدهم سینما خیلی دغدغه من نیست؛ البته از بچگی خیلی دوست داشتم بازیگر شوم و فکر می‌کنم اکثر بچه‌ها در آن سنین به بازیگری علاقه دارند. سال‌ها گذشت تا آرزوی کودکی‌ام برآورده شود اما در حال حاضر بیش از بازیگری، دغدغه کارگردانی دارم. از دو، سه سال پیش خیلی جدی به آن فکر کرده‌ام و همراه امید چند طرح را که او نوشته بود فیلمنامه کرده‌ایم و در حال انتخاب هستیم که کدام‌یک از آنها را برای کار اول بسازیم.

فکر کرده‌اید چه نوع کاری بسازید؟

قریشی: طبق آن چیزی که در این سال‌ها به آن رسیده‌ام و دقیق شدن در نگاه مردم، به این نتیجه رسیده‌ام که مردم را باید اول شاد کنیم و بخندانیم و بعد حرفی را که می‌خواهیم به آنها بزنیم. برای این است که شاید بسیاری از کارگردان‌ها آن فضای اجتماعی را کنار گذاشته‌اند و در قالب کارهای شاد و مفرح زمینه را برای زدن حرفی که می‌خواهند آن را بیان کنند، آماده می‌کنند. می‌گویم افسرده شده‌ایم اما واقعیت این است که گرفتاری‌ها بر شادی‌های ما غلبه کرده است.

تلخ شده‌ایم. نبود برنامه‌های مفرح و تفریحات، جوان‌ها را به سمت و سوی نامناسبی برده است. به فیلم‌های‌مان نگاه کنید که می‌خواهیم تفریح چند جوان را نشان دهیم به برداشت یک میلیون هم می‌رسیم!!!  در حالی که بازی‌ها، شادی‌ها و روابط زیبایی داریم که به آنها توجه نمی‌کنیم. انگار یک هاله نگرانی و اندوه مثل این آلودگی هوای تهران، روی همه چیز تاثیر گذاشته است.

این موضوع روی انتخاب شما هم تاثیر می‌گذارد؟

قریشی: قطعا برای من هم همین‌طور است. نگاه کنید فیلم‌ها و بازیگرانی که جایزه می‌گیرند، همه تلخ و سیاه هستند. کسی به بازیگر طنز جایزه نمی‌دهد! برای شاد کردن مردم به شما جایزه نمی‌دهند و برای‌تان هورا نمی‌کشند! در تمام این سال‌ها اگر بازیگر طنزی هم بوده که به خاطر کار طنز جایزه گرفته است، یک بازیگر پیشکسوت بوده که به دلیل کسوت به او جایزه داده‌اند وگرنه در جوان‌ها کسی به علی صادقی که میلیون‌ها نفر را خندانده است، جایزه نمی‌دهد!

همین دو فیلم «شانس، عشق، تصادف» و «دریاکنار» که راجع‌به آنها صحبت کردیم از نظر عموم یعنی مسخره‌بازی در حالی که رنگ و لعاب دارد و فضای شادی ساخته است. حال اگر در فیلم تلخی بازی کنید که شخصیت‌هایش مشکل دارند، رنگ‌ها تیره است، حق طرف را خورده‌اند و سیاه و تاریک است، مردم می‌گویند «به‌به عجب کاری» اما به نظرم حق‌مان است که شاد باشیم و من دست رد به سینه هیچ فیلم شادی نمی‌زنم.

شما چه نوع فیلمی می‌سازید؟

قریشی: اول مردم را می‌خندانم و ترجیح می‌دهم پیام فیلم را با رنگ و شادی به مردم بگویم.

این موضوع چقدر حرف دل شماســــت و چقـــــدر ماحصـــــل دل‌شکســــتگی‌ها و شکرگزاری‌های‌تان؟

قریشی: حتما ماحصل شکرگزاری‌هایم است؛ نه دل‌شکستگی‌ها. من برای خانه خودم فیلم نمی‌سازم بلکه برای مردم می‌سازم و دنبال مخاطب خاص نیستم. منظور جوان‌هایی است که هنوز در اجتماع بزرگ نشده‌اند و هنوز دل‌شان شاد است. هنوز تلخی‌ها را ندیده‌اند. می‌خواهم بگویم که رنگ و لعاب فقط مختص آن‌ور آب نیست و اینجا هم می‌شود کار جذاب و شاد ساخت که حرفی برای گفتن داشته باشد.

طرح‌ها را امید نوشته است!؟

قریشی: طرح‌های اولیه متعلق به امید است که با نگاه مردانه‌ای نوشته شده و من از نگاه زنانه چیزهایی به آن اضافه کرده‌ام.

در این کارها بازی هم می‌کنید؟

قریشی: متاسفانه وقتی شخصی به سن من به سمت کارگردانی بیاید، نسبت به او گارد می‌گیرند و شاید کسی حاضر نشود در فیلم من بازی کند!

احتمالا حاشیه بعدی شما این است و می‌گویند که سحر قریشی کارگردان هم شده است!؟

قریشی: شاید. ولی فارغ از اینها فضایی خواهد داشت که دلم نمی‌خواهد در آن بازی کنم و دوست دارم تمام تمرکزم را برای کارگردانی بگذارم و نشان دهم چه چیزهایی در این سال‌ها یاد گرفته‌ام. احتمالا برای بازیگران کار سراغ آدم‌هایی می‌روم که چهره نباشند چون فکر می‌کنم خیلی‌ها هستند که منتظر فرصت نشسته‌اند. از طرفی شاید خیلی از آنهایی که فکر می‌کنند من حق‌شان را خورده‌ام و کاربلد هستند، می‌توانند بیایند و نشان دهند که چند مردحلاج هستند.

پس دیگر بازیگری نخواهید کرد!؟

قریشی: اصلا این‌طور نیست! من قطعا یک بازیگر هستم. اگر فیلم می‌سازم برای این است که در 28 سالگی دغدغه‌های زیادی دارم و تجربه‌هایی که می‌خواهم نشان دهم. دوست دارم حرف دلم را بزنم؛ نه اینکه بگویم من کارگردان شده‌ام! این یک کار تجربی برای یادگرفتن است.

آقای علومی غیر از بازیگری و موسیقی هنر رونکرده دیگری هم دارید؟

علومی: هنری که رو نکرده باشم، نه اما در کنار اینها مدتی مادلینگ را تجربه کردم.

شما ایده‌های موسیقایی خود را از کجا می‌آورید؟

علومی: گاهی ترانه‌هایم را خودم می‌گویم و گاهی ترانه‌ای را پیدا می‌کنم یا به من پیشنهاد می‌شود که اگر باب میلم باشد آن را کار می‌کنم.شما هم مثل خانم قریشی سعی می‌کنید دغدغه‌های‌تان را در کاری که می‌سازید، ارائه دهید؟

علومی: من سعی می‌کنم دغدغه‌های مردم را بگویم؛ چیزهایی را که بیشتر در جامعه اتفاق می‌افتد می‌خوانم که مردم بتوانند با آن ارتباط برقرار کنند. این هم در هر برهه‌ای متفاوت است.

بیشترین چیزی که شما را می‌ترساند، چیست؟

علومی: تا به حال به آن فکر نکرده‌ام!

شما چطور خانم قریشی؟

قریشی: روزهایی بود که از نظرات منفی درباره خودم می‌ترسیدم اما حالا دیگر رویم تاثیر نمی‌گذارد؛ مگر آنکه نظر شخصی نباشد و نقد منفی باشد که مرا به فکر فرو ببرد که ببینم چه اشتباهی کرده‌ام و باید برایش چه‌کار کنم.

شاید هزاران کامنت مثبت آنقدر شما را خوشحال نکند که یک کامنت منفی نابودتان کند!؟

قریشی: بله و هرچه شما خوش‌قلب‌تر و انرژیک‌تر باشید، این تلخی‌ها بیشتر اثر می‌گذارند. یک نقطه منفی و سیاه روی یک برگه سفید کاملا خودش را نشان می‌دهد. زمانی‌که حالم بد است، همه آن را متوجه می‌شوند، بعضی حرف‌های از سر بی‌رحمی چنان آزاردهنده است که شما را به هم می‌ریزد و من واقعا از بعضی چیزها نمی‌گذرم.

این تلخی‌ها روی نگاه‌تان به عشق هم تاثیر گذاشته است؟

قریشی: مثلا چه تاثیری!؟

با همه این اتفاقات تلخ و سختی‌ها، سحر قریشی هنوز آدم عاشق‌پیشه‌ای است؟

قریشی: من خیلی عاشقم. عشق در زندگی من وجود دارد.

آقای علومی عشق در زندگی شما چقدر جاری است؟

علومی: به نظرم بدون عشق زندگی مفهومی ندارد. عشق ابعاد مختلفی دارد، شما ممکن است عاشق خودتان باشید یا عاشق طبیعت یا خدا یا حتی یک آدم دیگر یا حتی عاشق کارتان باشید اما به نظرم عشقی ماندگار است که خالص و پاک باشد.

شما موافق هستید؟

قریشی: به نظرم چیزی که از این بهتر و برتر نیست که خداوند از روح خودش در کالبد انسان دمیده است پس همه عاشق هستند، حالا بعضی کمتر و بعضی بیشتر. بعضی آن حال خوب را دارند و بعضی‌ها آنقدر بی‌توجه هستند که روح حساس‌شان خاک گرفته است! حتی یک لبخند پشت ترافیک هم این عشق را نشان می‌دهد. محبت کردن یکی از بهترین روش‌های عشق ورزیدن است و حتما نباید بین  دونفر یا یک زوج باشد.

انسان‌دوستی، خودش یکجور عشق است. چرا از این حس خوب که خداوند به ما داده است استفاده نکنیم؟ بعضی فکر می‌کنند عاشق شدن و عشق هزینه دارد اما محبت کردن واقعا رایگان است و بسیار غنی و پرارزش؛ مثلا وقتی پشت ماشین در خیایان ترمز می‌کنید تا عابری رد شود، تشکر آن عابر آنقدر انرژی مثبت به شما می‌دهد که تا مدت‌ها یادتان می‌ماند و با آن شاد هستید.

حس بخشش یکی از بهترین حس‌های دنیاست. بعضی‌ها که آدرس می‌پرسند قبلش سلام هم نمی‌کنند و بعدش هم یک تشکر نمی‌کنند و انگار وظیفه طرف ‌مقابل بوده است اما احترام گذاشتن باعث می‌شود که حس خوبی به طرف دست بدهد و همین احترام به نظر من یک حس عاشقانه است. البته بعضی‌ها هم فقط نسبت به جایگاه آدم‌ها این حس احترام گذاشتن را دارند؛ در حالی‌که عشق آنقدر پاک است که اصلا نباید در آن به جایگاه آدم‌ها دقت کرد. بعضی‌ها احساس‌شان را خاک گرفته است و بعضی‌ها هم احساس‌شان کاملا گل شده است. شما باید هرلحظه و هر روز احساس‌تان را جلا بدهید. خوب است اجازه بدهیم همه ما آرامش داشته باشیم.

اولین کاری که شما از خانم قریشی دیدید چه بود؟

علومی: سریال «دلنوازان» بود.

به نظرتان خانم قریشی در چه کاری بهترین بازی‌شان را داشتند؟

علومی: فیلم «پنج ستاره» به نظرم کار بسیار خوبی بود.

در آن کار چه ویژگی خاصی در بازی خانم قریشی بود که این را می‌گویید؟

علومی: در سکانس‌هایی که مقابل شهاب حسینی بازی می‌کرد، خیلی قوی‌تر از بازی‌های دیگرش بود. به نظرم آنها کنار هم خیلی خوب کار کردند. یک‌جورهایی حس کردم بازی‌شان مقابل آقای حسینی آنها را در یک طراز حسی قرار داده است و نزدیک به هم بودند.خانم قریشی به نظرتان پارتنر خوب تاثیرگذار است؟

قریشی: خیلی زیاد. بگذارید این را بگویم که اوایل کارم پارتنرهای من حتی جواب سلام مرا نمی‌دادند! اصلا در آن کارها خیلی به ندرت جواب سلام خودم را می‌شنیدم! همین موضوع تجربه‌ای برای من شد که چگونه در این موارد رفتار کنم. تا به حال تا آن روزها برایم پیش نیامده بود که به کسی سلام کنم و او فقط نگاهم کند!

از همین رفتار پشت‌ صحنه اثر یک پارتنر شروع می‌شود تا هنگام فیلمبرداری. در همان فیلم «پنج ستاره» من قرار بود نقش دیگری را در ابتدا بازی کنم و تست هم زدیم ولی وقتی خودم ببینم نمی‌توانم نقشی را خوب بازی کنم، آن را قبول نمی‌کنم و قطعا مخاطب هم آن نقش را از من باور نمی‌کند و خودم پیشنهاد دادم که نقش من را عوض کنند و حتی چون نقش جدیدم زمان کمتری داشت از دستمزد من هم کم شد ولی قبول کردم چون نقش خوبی بود. حتی برایش مابه‌ازای بیرونی داشتم؛ مثلا یکی از دوستان قدیمی‌ام روحیه حسادتی را در خود داشت و حسادت وی کاملا نمایان بود.

شهاب حسینی به عنوان پارتنر خیلی کمک کرد. هستند پارتنرهایی که حتی در نماهای بسته تو نمی‌آیند تا تو بتوانی حس بهتری بگیری اما من همیشه اخلاق حرفه‌ای را رعایت کرده‌ام. در «پنج ستاره» سعی کردم ریتم بازی‌ام به ریتم بازی شهاب حسینی نزدیک باشد تا نقش‌ها از هم دور نشوند.

آقای علومی شما چند سال دارید؟

علومی: 28 ساله هستم.

پس خیلی زود به شهرت رسیدید؟

علومی: برای من در سن 17-18 سالگی این اتفاق افتاد. وقتی بعد از چند تجربه آهنگسازی برای اولین بار یکی از کارها را خودم خواندم، آهنگ به سرعت پخش شد و آنقدر خوشحال بودم که به سرعت کارهای بعدی را ساختم. حس لذت‌بخشی بود؛ مثل حس قدرت بود که کارتان را دیگران می‌شنیدند. آن موقع در فضای زیرزمینی به سختی کار می‌کردیم و بعدها که بزرگ‌تر شدم، خواستم حرفه‌ای‌تر کار کنم و برای همین به دانشگاه رفتم و مدتی کار نکردم.

بیوگرافی امید علومی خواننده،بیوگرافی امید علومی ویکی پدیا،زندگینامه امید علومی،عکس و بیوگرافی امید علومی،بیوگرافی امید علومی همسر سحر قریشی

عکس امید علومی و سحر قریشی

در دانشگاه موسیقی خواندید؟

علومی: اول در دانشگاه رودهن رشته کامپیوتر خواندم و بعد از مدتی رفتم دانشگاه هنر و بعد هم چند ترم رشته موسیقی خواندم و بعد از آن سینما پیش آمد.

شما هر دو شهرت را در سن کم تجربه کرده‌اید. به دنیا و زندگی بدون شهرت هم فکر کرده‌اید؟

قریشی: من خیلی به این موضوع فکر کرده‌ام و حس می‌کنم اتفاقا خیلی هم خوب است. دست‌کم در دنیای بدون شهرت می‌توانم خیلی از کارهایی را که می‌خواهم انجام بدهم؛ بدون اینکه کسی به من توجه کند یا از کارهایم متعجب شود. گاهی دوست دارم بروم مثلا فلافل بخورم اما یکجوری نگاه می‌کنند که انگار بازیگرها نباید فلافل بخورند! می‌پرسند خانم قریشی اینجا چیکار می‌کنید!؟ آنها فکر می‌کنند باید رستوران گران‌قیمت و لوکس بروم. نمی‌دانم تکلیف‌مان چیست!؟ طوری رفتار می‌کنند که انگار کار بدی می‌کنیم و اگر بد است پس شما آنجا چه می‌کنید!؟ من بیشتر به این فکر می‌کنم که ای‌کاش بعضی از مردم درک بالاتری داشتند که به کار ما کاری نداشتند. من پشت ترافیک بوق می‌زنم، طرف می‌گوید خانم قریشی شما هم بوق می‌زنید!؟ بعد خودش دستش را یک ثانیه از روی بوق برنمی‌دارد!

آقای علومی برخی می‌گویند که خانم قریشی شما را بازیگر کرده است. این موضوع صحیح است؟

علومی: ورود من به بازیگری این‌طور بود که یک دوست خانوادگی من را برای ساخت موسیقی یک فیلم از آقای داوود توحیدپرست معرفی کردند. آنجا آقای توحیدپرست که بسیار هم دوست‌داشتنی هستند از من پرسیدند که آیا کار بازیگری هم انجام می‌دهم و من هم ابراز علاقه کردم چون از بچگی عاشق بازیگری بودم و ایشان هم نقش اول کار را به من پیشنهاد کردند ولی متاسفانه آن کار توقیف شد. کار بعدی‌ام در بازیگری با سحر قریشی بود و آن کار دیده شد و به همین دلیل است که همه فکر می‌کنند خانم قریشی من را به دنیای بازیگری وارد کرده است. البته که خانم قریشی در این کار به من کمک‌های زیادی کرده است اما در انتخاب کارگردان‌ها که دست نمی‌بردند! حتی در کار «شانس، عشق، تصادف» در آخرین لحظه و بعد از ماه‌ها از شروع کار، به پروژه ملحق شدم.

شما ورزش هم می‌کنید؟

علومی: تنیس و کمی هم بدنسازی کار می‌کنم و مدتی هم ورزش‌های رزمی را دنبال می‌کردم.

قریشی: سال‌ها قبل از رفتن به مدرسه، رزمی کار می‌کردم که به خاطر مشکل پا، برایم ممنوع شد. در حال حاضر در حد معمولی ورزش می‌کنم و رشته خاصی را به صورت حرفه‌ای دنبال نمی‌کنم. البته زمان‌هایی که پیک کاری‌ام باشد، حتی فرصت باشگاه رفتن هم ندارم.

به لباس و خرید علاقه دارید؟

علومی: عاشق خرید کردن هستم و رسیدگی به خودم را خیلی دوست دارم. لباس پوشیدن و خوش‌پوشی برایم مهم است. حضورم در کار مادلینگ باعث شد که به استایل و مرتب بودن اهمیت بدهم. حضورم در هر کاری تجربه خوبی برای کارهای بعدی‌ام شده است.

اهل کتاب خواندن هم هستید؟

علومی: نه زیاد، اما حتما در هر فرصتی بشود کتاب می‌خوانم، مخصوصا به رمان علاقه زیادی دارم.

روزهای شما چطور سپری می‌شود؟

علومی: یا در استودیوی شخصی‌ام کارهای موسیقی را دنبال می‌کنم و یا در باشگاه مشغول ورزش هستم.

پست اختصاصی سایت دانلود آهنگ جدید وب آهنگ





آموزش دانلود : روی لینک کلیک راست کرده و گزینه save link as را بزنید و در مسیر دلخواه ذخیره کنید

در اندروید بر روی لینک ها نگه دارید تا منو باز شود و گزینه save link را بزنید

اشتراک گذاری مطلب

*

code

کلیه حقوق برای این سایت محفوظ است. اللــهم صــل علــی محــمد و آل محــمد و عجل فرجهــم

براي ورود به کانال تلگرام [وب آهنگ] کليک کنيد