ok then بیوگرافی کامل فریدون اسرایی+عکس فریدون اسرایی و همسرش | وب آهنگ | دانلود آهنگ جدید

بیوگرافی کامل فریدون اسرایی+عکس فریدون اسرایی و همسرش

دسته بندی : بیوگرافی

بیوگرافی کامل فریدون اسرایی,بیوگرافی فریدون اسرایی و همسرش,عکس فریدون آسرایی در برنامه شب کوک,آهنگ فریدون آسرایی در سریال عاشقانه

بیوگرافی کامل فریدون اسرایی

برای مطالعه بیوگرافی خواننده به ادامه مطلب مراجعه کنید …

بیوگرافی کامل فریدون اسرایی+عکس فریدون اسرایی و همسرش

 

فریدون آسرایی (زاده ۱۵ مرداد ۱۳۳۵، آسارا) از خوانندگان پاپ ایرانی است.

نام:فریدون

نام خانوادگی:آسرایی

تاریخ تولد:۱۳۳۵/۵/۱۷

محل تولد:آسرا، کرج

زندگی شخصی فریدون آسرایی

فریدون آسرایی در ۱۷ مرداد ماه سال ۱۳۳۵ در آسارا متولد شد. او یکی از خوانندگان پاپ ایرانی است.

آسرایی در منطقه آسارا به دنیا آمد. بعد از تحصیلات مقدماتی، در ژوئیه ۱۹۸۷ به شهر ونکوور کانادا مهاجرت کرد و ۱۴ سال در آنجا زندگی کرد. سال ۱۹۸۸گروه غزال و ۲ سال بعد هم گروه پرواز را با حضور کامران، هنگامه، رامین زمانی و… راه انداخت که ترانه ایران ایرانم از دستاوردهای این قبیل همکاری ها است.

شایعه سرطان حنجره فریدون آسرایی از زبان خودش

فریدون آسرایی در برنامه خندوانه با بیان اینکه پس از ۳۰ اجرای پشت سر هم به حنجره اش فشار وارد شده، گفت:وقتی به دکتر مراجعه کردم به من گفته شد که با این اوضاع نزدیک به سرطان حنجره هستم، ولی بعد داروهایی را مصرف کردم و سه روز هم به دستور پزشک حرف نزدم که مشکل مرتفع شد.

ماجرای عشق های نافرجام آسرایی

آسرایی:وقتی که وارد کانادا شدم، آن جا در یک مکانیکی کار کردم و بعد مدتی به کار پیتزا رسانی مشغول بودم. بعد هم نامه رسانی کردم و کم کم تاکسی خریدم تا اینکه یک رستوران زدم. مابین این اتفاقات عاشق شدم و بعد ترک عشق کردم و از آن جا رفتم. پس از این ها یک بار در کانادا نامزد کردم که به هم خورد و به ایران برگشتم. در این جا بعد از مدتی عاشق شدم و آهنگ «خوشگل عاشق» را برای او خواندم، اما پس از مدتی وی به خارج رفت و اینجا بودکه «خداحافظ» را خواندم و بعد «سلام» و والسلام.

فعالیت موسیقی فریدون آسرایی

از جمله فعالیت های تلویزیونی وی می توان به حضور در شبکه نسیم به عنوان یکی از داوران برنامه شب کوک اشاره کرد.

او اولین آلبومش را با تنظیم رامین زمانی و با نام اولین سلام که ترانه هایش عباتند از:اولین سلام، جدایی، جاده عشق، تو ای یار، شاهچراغ، گل اندام، قربونت و دختر بندر را در سال ۱۳۸۰ به بازار روانه کرد و به ایران باز گشت. (آن زمان خوانندگانی چون اعتمادی و اصفهانی تازه مطرح شده بودند).

فریدون آسرایی در برنامه شب کوک

از نظر او آلبوم اولش نمره قبولی نگرفت به همین خاطر خواست آلبوم بعدیش را در ایران جمع و جور و در لس آنجلس به بازار فرستد. از جانب دکتر چراغعلی به پدرام کشتکار معرفی شد و ترانه خونه به خونه را با او به ثبت رسانید. پس از آنکه کار آلبوم آدم و حوای شادمهر توسط بهروز صفاریان به پایان رسید فریدون به بهروز توسط پدرام معرفی شد. روزی در استودیو و در سر ضبط قطعه ستاره بهنام برادر بهروز به فریدون پیشنهاد خوانندگی مهمان در این ترانه شد. او نیز این ترانه را اجرا کرد و… پدرام و بهروز نیز با تلاش و اصرار زیاد توانستند فریدون را به ارئه آلبوم در ایران متقاعد کنند. البته خود او دلیل های زیادی از جمله سن زیاد مادرش را برای این کار داشت.

البته نوشتن چند مطلب کوتاه در مورد آلبوم غریبه و خود فریدون خالی از لطف نیست:

گل هیاهو آخرین کار آلبوم بود. با غریبه (ترانه مورد علاقه اش) راه خواندنش را پیدا کرد. ترانه کبوتر را از یک مجله پیدا کرد. توسط دیدن فیلمهای از کرخه تا راین و آژانس شیشه ای با جنگ آشنا و احساس ترانه بوی سیب را به دست آورد. او ملودی ۷ ترانه آلبوم را خودش ساخت.

از برترین آثار فریدون ، قطعه سلام بوده که نوازندگی سعید حضرتی ، نوازنده توانمند ویولن کشور و ترانه ای از حسین غیاثی باعث شد تا این اثر به عنوان قویترین و برترین ملودی سال ۱۳۸۸ کشور برگزیده شود.

بیوگرافی کامل فریدون اسرایی

آلبوم های فریدون آسرایی

سرگذشت ۱۳۷۷

سلام ۱۳۸۰ (ناشر:ترانه)

غریبه ۱۳۸۳

از تو دورم ۱۳۸۶ (ناشر:سروش)

ریمیکس ۱۳۸۷ (ناشر:ایران گام)

خاطرات گمشده ۱۳۹۰ (ناشر:جهان تصویر)

عشق یعنی ۱۳۹۳ (ناشر:آوای هنر)

داره بارون میاد (۱۳۹۵) (ترانه:بهروز کشاورز / آهنگ:بهنام کریمی / تنظیم:پیام شفاعی)

«آهای خوشگل عاشق»؛ بدون اغراق باید گفت وقتی این سه کلمه با ملودی خاصش از دهان کسی خارج می‌شود همه ناخودآگاه یاد فریدون آسرایی می‌افتند.

فریدون صدایی نوستالوژیک دارد که برای بعضی‌ها خاطراتی ناب را زنده می‌کند و برای خیلی‌ها کیمیاست. صاحب این صدای آرام، البته سختی‌های زیادی کشیده است. شاید باورش برای خیلی‌ها سخت باشد اگر بشنوند او نامه‌رسان بوده، در مکانیکی کار کرده و حتی در خانه مردم پیتزا برده است! خواننده‌ای که چند بار زندگی‌اش را از صفر و زیر صفر شروع کرده؛ اما هیچ وقت ناامید نشده و حالا می‌خواهد روزهای بهتری را برای خودش رقم بزند. فریدون آسرایی در میان دغدغه‌های متنوع زندگی، یکی از آن عشق فوتبالی‌های اصیل است، اما می‌گوید نه قرمز است و نه آبی. با فریدون درباره زندگی صحبت کردیم.

قرمز هستید یا آبی؟

من به هر دو رنگ علاقه دارم؛ اما پرسپولیس یا استقلالی نیستم.

یعنی پرسپولیسی نیستید؟

یک بار مهرداد میناوند همین سوال را از من پرسید و من گفتم نه پرسپولیسی هستم نه استقلالی. شاید به این دلیل که رفقای من بیشترشان پرسپولیسی هستند به من می‌گویند قرمز، اما دوستان استقلالی هم دارم. من نمی‌خواهم زیاد درمورد فوتبال حرف بزنم اما باید قبول کنیم در فوتبال ما باندبازی وجود دارد. مافیا بخشی از فوتبال جهان سومی‌هاست. شما هرجا بروید سفارش و رفاقت حرف اول را می‌زند. چرا کشور ما همیشه مشکل دارد؟ چون تخصص معنی ندارد. مثل این است که مهندس عمران بشود وزیر کشاورزی! من خودم جزو بچه‌های درسخوان دانشگاه بودم، اما رفتم و در فیلیپین درس خواندم. چون حس می‌کردم کسی که از روی دست من تقلب می‌کرد، فردا شاید بشود رئیس من!

چه سالی از ایران رفتید؟

سال ۵۸٫ رفتم فیلیپین و درس خواندم.

چه رشته‌ای؟‌

مهندسی کشاورزی.

تا چه مقطعی ادامه دادید؟

کارشناسی ارشد.

چه شد به سمت موسیقی رفتید؟

آخرین ارز تحصیلی‌ام که آمد، فرصتی پیش آمد که بروم کانادا. موسیقی، در کانادا برایم جدی شد.

یعنی روزهای دانشجویی نمی‌خواندید؟

برای دلم می‌خواندم. به یاد مادرم که خیلی دوستش داشتم و دارم. وقتی با دوستان جمع می‌شدیم. آن زمان دور و بر من کسی زیاد اهل موسیقی نبود. من رفتم با یکی از دوستانم کانادا. او از ژاپن آمده بود. آن زمان ما ارز دولتی ۷تومانی می‌گرفتیم. تمام دوران تحصیل من با این پول گذشت. با پول‌هایی که برادرم تهیه می‌کرد. ارز که گران شد، دلم نیامد بیشتر از این برایش خرج بتراشم. او برای من پدری کرد. همان ۸ سال کافی بود. البته بدم نمی‌آمد دکترا را هم بگیرم؛ ولی رفتم کانادا.

در کانادا فرصتی برای دکترا پیش نیامد؟

آنجا وارد مرحله‌ جدیدی از زندگی شدم. شکل زندگی من متفاوت شد. از صفر شروع کردم و صاحب بیزینس‌‌های خوب شدم. بعد از دو سال برای خودم رستوران زدم. وقتی رسیدم کانادا به ونکوور رفتم و بعد رفتم تورنتو. زمان ورود فقط ۲۰ دلار کانادا توی جیبم داشتم. البته آنجا سازمانی بود که به بیکاران یارانه می‌داد. البته این پول، موقت بود و هر روز ماموران می‌آمدند و شما را برای مشغول شدن به یک کاری ترغیب می‌کردند. من همیشه گفته‌ام کسانی که وارد کانادا می‌شوند، زرنگ‌ترین‌ و باهوش‌ترین‌های کشور خودشان هستند! من وقتی رسیدم پول بلیت هواپیما نداشتم. بلیت اتوبوس گرفتم و سه شبانه‌روز کامل در راه بودم. به اندازه مسافت زمینی تهران تا لندن. سه شبانه‌روز در راه بودم تا از تورنتو رسیدم ونکوور. ۴۵۰۰ کیلومتر در اتوبوس بودم. رفتم پیش دوستانم و بعد از دو ماه شروع کردم به کار کردن. اول در یک مکانیکی مشغول کار شدم. چون کانادا سرد بود یک دستگاه کنترلی داشتند که از راه دور، استارت ماشین را می‌زد و بخاری را روشن می‌کرد تا وقتی راننده می‌رود داخل ماشین، هوایش گرم باشد. من کارم نصب این ریموت بود. بعد پولم را جمع کردم و ماشین خریدم و در پیتزافروشی و نامه‌رسانی یک شرکت ایرانی مشغول کار شدم.

پس این همه درسی که خوانده بودید…

فراموش کنید. آنجا آنقدر زمان نداشتم که تمام کانادا را بگردم و شغل متناسب با تحصیلاتم را پیدا کنم. ضمن آن که آنجا مدرکم اعتبار نداشت و باید تبدیلش می‌کردم. آنجا می‌گفتند فعلا کار را شروع کن تا بعد به مدرک رسیدگی شود. باید سخت کار می‌کردم. از ساعت هفت صبح تا چهار بعد از ظهر و بعدش در پیتزا فروشی. روزهای جمعه پیتزایی تا چهار صبح باز بود. مجبور بودم این طوری کار کنم تا بتوانم پس‌انداز داشته باشم.

به صورت جدی از چه سالی خوانندگی را شروع کردید؟

از سال ۱۹۸۸ میلادی (۱۹ سال پیش). با گروه غزال در تورنتو. بعد به ونکوور رفتم یک جا خواندم و یک سری بچه‌ها شنیدند و از من دعوت کردند. آنها در گروه پرواز بودند. من ونکوور را دوست داشتم. آنجا شهر پولدارها، تنبل‌ها و بازنشسته‌ها بود. من همیشه می‌گویم دو سالی که در تورنتو بودم خواب خوب نداشتم. به ده ثانیه نمی‌رسید که می‌خوابیدم. خستگی‌ناپذیر کار کردم؛ اما خوب بود. از تورنتو خاطرات بدی داشتم.

اولین آلبوم جدی شما چه زمانی منتشر شد.

سال ۷۹ بود که من آلبوم را در کانادا پخش کردم. یک خاطره عجیب هم از اولین آلبوم بگویم. وقتی آلبوم من پخش شد، در تهران بودم. کارها را در کانادا هماهنگ کرده و قبل از انتشار آلبوم در کانادا به تهران آمده بودم. استقبال از این آلبوم در ایران خیلی خوب بود. همان روزهای اول انتشار آلبوم که به پخش ماشین‌های تهران راه پیدا کرده بود، با پدرام کشتکار در تجریش رفته بودیم بستنی بخوریم. پک پاترول هم ایستاد که از ضبطش، صدای آلبوم من بلند بود. پدرام به من گفت فریدون، کاست تو خیلی خوب گرفته. من هم با لبخند جوابش را دادم. به هر حال خیلی خوشحال بودم. چهار جوان از آن بیرون آمدند. پدرام به یکی از پسرها گفت فریدون گوش می‌کنید؟ گفت بله. خوب خوانده و باب سلیقه ما. ما دوستش داریم. پدرام هم به آن پسر گفت این آقا فریدون آسرایی است. پسر خنده‌اش گرفته بود. دستش را دراز کرد و به من گفت: خوشبختم. من هم مایکل جکسون هستم! حق هم داشت. آلبوم من در کانادا منتشر شده بود و باور نمی‌کرد خواننده‌اش تهران باشد. سریع بلند شدم به پدرام گفتم برویم! یک بار هم رفتم سراغ یکی از فروشنده‌ها و گفتم آلبوم فریدون داری؟ گفت فریدون می‌خواهی چکار؟ بهتر از او دارم!

آنجا چند آلبوم جمع کردید؟

یکی.

بعد از این که در ایران شهرتی به هم زدید، کنسرتی در کانادا نگذاشتید؟ یا حتی در لس‌آنجلس؟

نه. بهروز برای آلبوم دوم برادرش به دبی رفت و آقایی هم آمد و گفت سالن نمایشگاه را برای کنسرت هماهنگ می‌کند. آن موقع من هنوز به خوانندگی برای امرار معاش فکر نمی‌کردم. شغلم چیز دیگری بود که برایم درآمد خوبی داشت. همکاری من با بهروز برای همان آلبوم اول بود. آلبوم دوم من را پدرام کشتکار تمام کرد. سرعتش بالا بود. هر چیزی که اولین بار می‌زد بهترین بود. برعکس بهروز که بارها و بارها تغییر می‌دهد و به مرور، کار را پخته‌تر می‌کند. در فاصله آلبوم اول تا دوم، آرام آرام با فضای موسیقی ایران آشنا شدم. یک بار قرار بود یک کنسرت داشته باشیم و قرارداد هم بستیم؛ اما هیچ اتفاقی نیفتاد یعنی قرارداد هیچ ضمانت اجرایی نداشت. مثل همان چیزی که آقای پروین در مورد مدیرفنی گفت (کشک!). یک سال از قرارداد گذشت و دیدم اتفاقی نیفتاد. برگشتم کانادا و یک سال هم ماندم. به من زنگ زدند که چرا رفتی؟ گفتم هر زمان کنسرت داشتید به من بگویید. رفتیم در کیش اجرا کردیم. می‌خواستیم در تهران اجرا کنیم که سالن تکمیل نبود و اجرا شد. آن هم به دلیل یک سری از مشکلات. تیم ما بعد از آن اجرا نابود شد. بعد از آن، آهنگ خاطرات گمشده را خواندم که سال ۹۰ پخش شد. پول ما را خوردند و باز هم هیچی!… بعد از آن دیدم که من حریف یک سری از آدم‌ها نمی‌شوم. چک هم می‌دهند، اما پول نمی‌شود و حریفشان نیستم.

سال ۷۹ وارد ایران شدید. در این ۱۶ سال راحت تر بودید یا در کانادا.

چرا نخواستید تجربه موفق اقتصادی‌تان در کانادا را اینجا تکرار کنید؟

اینجا قواعد تجارت فرق می‌کند. اینجا سر آلبوم «خاطرات گمشده» به بی‌پولی کامل خوردم و پول نداشتم آلبوم تهیه کنم. یکی از دوستانم گفت چرا کم‌کاری؟ گفتم «کم کار نیستم. کم‌پولم»! یکی از دوستان کمک کرد آلبوم را بیرون بدهم. پس از آن به کنسرت دادن رو آوردم و خوانندگی شغلم شد. من خیلی مقاومت کردم تا مافیای موسیقی من را نبلعد. پیشروهای پاپ در ۳۰ سال اخیر ایران مثل آقایان عصار، اصفهانی و اعتمادی، حالا به جشنواره موسیقی حتی دعوت نمی‌شوند. به دلیل تغییر ذائقه موسیقی مردم، بعضی خوانندگان که شش و هشت می‌خوانند، بیشتر می‌فروشند! من هم که مانده‌ام، فقط دارم مقاومت می‌کنم تا خفه نشوم.

تجربه از صفر شروع کردن

در فاز اول هدفم، فقط سرمایه می‌خواستم. پول کار صبحم خرج روزانه من بود و پول کار بعدازظهر ذخیره می‌شد. بعد رفتم تاکسیرانی که درآمدش بهتر بود. ۴۵ روزه توانستم تاکسی بخرم البته قسطی. زرنگ بودم و گفتم هر دو شیفت را در همین تاکسی کار می‌کنم. از ده صبح می‌راندم تا سه صبح. ماهی ۶۰۰۰ دلار کانادا در‌می‌آوردم که ۴۰۰۰ دلار برایم می‌ماند. خب پول زیادی بود. آنجا می‌توانید همه چیز را قسطی بخرید. پول تاکسی را دو ماهه دادم. در مدتی که آنجا بودم ۳۵ هزار دلار جمع کردم و رستوران خریدم؛ اما به این دلیل که تجربه کافی برای اداره رستوران نداشتم، همه پولم یکجا رفت و ورشکسته شدم. پول رستوران را یکجا داده بودم؛ اما قسطی و ماهی هزار دلار فروختم! شکست در این رستوران، زمینگیرم نکرد. رفتم کلی اطلاعات جمع کردم و اشتباهات کارم را پیدا کردم. البته این کار را باید یک سال قبل می‌کردم. دوباره رفتم با یک نفر شریک شدم. بعد از سه ماه رستوران ایرانی و ایتالیایی زدیم. این بار، کارم گرفت و طوری شده بود که مشتری توی صف می‌ایستاد. وضع ما خوب شده بود. بعد از پنج سال کار خسته‌کننده و این اواخر رستوران‌داری، اداره مهاجرت، من را پذیرفت. داشتم می‌مردم از این همه کار. تا برگه‌ام آمد، به شریکم گفتم باید بروم سفر. گفتم جای من کارگر بگذار. برگشتم فیلیپین تا از تز خودم دفاع کنم. رفتم آنجا دو ماه ماندم؛ اما کاری برای دفاعیه نکردم. برگشتم کانادا. شریکم می‌خواست رستوران را بفروشد و فروخت و سهم من را داد. آمدم ایران و هر چه داشتم و نداشتم خوردم! دوباره برگشتم کانادا و از صفر شروع کردم!

با ماشین کار کردم. رفتم توی کار CD و DVD. یک شرکت زدیم برای توزیع محصولات صوتی تصویری. مغازه‌هایمان زیاد شد و من صاحب یکی از این مغازه‌ها شدم. ماه اول ۱۲۰۰ دلار فروش داشتم.

من ۱۵ سال در کانادا بودم.

بیوگرافی کامل فریدون اسرایی+عکس فریدون اسرایی و همسرش

از چه لحاظ؟ این قراردادها اذیتتان کرده؟

نه. مثلا شهر. شهر تعریف دارد. در همین میرداماد صد تا آپارتمان ۴ طبقه داریم که هیچ کدام در یک سطح نیست. یکی دو متر بالاتر است یکی دو متر پایین‌تر. یکی با آجر است یکی با سنگ. یکی سیاه است یکی سفید. آنجا همه چیز روی اصول است. در یک منطقه فقط می‌توانی خانه داشته باشی و برج ممنوع است. در یک خیابان هم می‌شود برج صد طبقه زد. در کانادا امکان ندارد خانه‌ای پیدا کنید که آبفشان نداشته باشد. تازه چهار سال است در ساختمان‌های جدید ایران دارد استفاده می‌شود. در آنجا وضع مالی همه معمولی است. این طور نیست که یکی از زیادی مال بنالد و یکی از نداری. متاسفانه اینجا مردم درگیر مسائل اقتصادی هستند. بیشتر اختلاف‌ها هم به خاطر پول است.

فریدون آسرایی با انتشار پستی در اینستاگرامش نسبت به سیاست های جدید آمریکا و قوانین تازه عدم صدور ویزا برای ۷ کشور که ایران هم شامل آن هاست واکنش نشان داد.

بیوگرافی کامل فریدون اسرایی

فریدون آسرایی خواننده پاپ کشورمان با انتشار پستی در اینستاگرامش نسبت به سیاست های جدید آمریکا و قوانین تازه عدم صدور ویزا برای ۷ کشور که ایران هم شامل آن هاست و اخراج مهاجران از این کشور  واکنش نشان داد و نوشت:

امروز شاهد گریه هاى یک مرد ایرانى در شبکه انگلیسى زبان اخبار فرانسه بودم که از امریکا اخراج میشد
واقعیت چیست ؟ ایا امریکا همون سرزمین ارزوهاست که مردم جهان ارزوى مهاجرت به اون رو دارند با مردمى که اکثریت راى به یک تاجر بى ادب و نژادپرست دادن که امروز با یک دستور بسیارى از هموطنانمون رو اخراج و از ورود قانونى بقیه جلوگیرى میشه؟

سرزمینى که پدران امثال ترامپ با کشتار سرخپوستان صاحب اون شدن.

دوستان و هموطنان من امریکا اون طور نیست که فکر میکنید نیست و طبق امار هر روز چندین نفر کشته و به چندین زن تجاوز میشه ، ایا این بهشت موعوعود عده اى هموطنه

ریشه تروریست و افراطى گرى در منطقه عربستان سعودى است که سالهاست امثال بن لادن و داعش رو به جون مردم انداخته و با جنگ افروزى اسلحه و مهمات میفروشه تا اقتصاد کشورش رو با خون مردم منطقه شکوفا کنه.

امروز شهروند سعودى به راحتى وارد امریکا میشه و ایرانیان که جزء قشر تحصیلکرده و با هوش جامعه امریکاست مورد توهین قرار میگیرن

دولت امریکا با این کار نوکرى خودش رو به شیخ هاى بیسواد سعودى اعلام کرده.

از اینجا دست اون قشر از مردم ازادیخواه امریکا رو میبوسم که با تجمع نفرت خودشونو از تصمیم ترامپ و دولت نژادپرستش اعلام کردن.

همیشه حساب مردم از دولت ها جداست

هموطنانم امریکا یک رویا بیش نیست حقیقت چیز دیگرى است.

آسرایی با اشاره به اواخر تابستان سال آینده به عنوان زمان انتشار آلبوم جدیدش از موضوع مطرح شده درباره بازیگر شدنش ،‌ به عنوان یک شایعه یاد کرد.

بیوگرافی کامل فریدون اسرایی

فریدون آسرایی خواننده موسیقی پاپ در گفت و گو با میزان گفت: رشته تحصیلی من مهندسی کشاورزی بوده و از این جهت اگر گاهی در زمینه موسیقی به من استاد بگویند ،‌ اعلام می کنم که من استاد نیستم چرا که من در موسیقی تخصصی ندارم و تحصیلاتم در این زمینه نبوده است.

وی افزود: تاکید می کنم که نباید واژه استاد را در مورد هر فردی بکار برد.

خواننده آلبوم “خاطرات گم شده” همچنین تصریح کرد: سعی می کنم هیچ وقت کاری را انجام ندهم که در آن تخصصی نداشته باشم دقیقا حرفه هنرپیشگی نیز همین گونه است .

وی اظهار کرد: فردی که بخواهد وارد عرصه بازیگری شود باید در این زمینه تخصص کافی داشته باشد چون در غیر این صورت موفق نخواهد شد.

آسرایی همچنین یادآور شد: فکر می کنم من بی حاشیه ترین خواننده هستم اما با این حال نمی دانم چرا شایعه سازی در مورد من و در اموری مانند بازیگر شدن ،‌ درباره من صورت می گیرد اما به طور کلی می گویم که موضوعی که چندی پیش درباره ایفای نقش من در یکی از آثار نمایشی مطرح شد ،‌ صحت ندارد.

وی افزود: در رابطه با اجرایی که به تازگی در شهر تهران داشتم اگر نگویم که این اجرا بهترین اجرای من بوده است، می گویم که یکی از بهترین کنسرت هایی بود که تاکنون برگزار کردم.

خواننده آلبوم ” عشق یعنی” با اشاره به آلبوم جدید خود توضیح داد: در شرایط فعلی خودم را از کارهای آلبوم کنار کشیدم و بیشتر فعالیت هایم را در این حوزه تهیه کننده ام  انجام می دهد و از این جهت حتی در زمینه ملودی هم خیلی کم کار کرده ام.

وی تصریح کرد: بیشتر آثار آلبوم جدید آماده است اما باید از بین آن ها قطعه هایی انتخاب شود و سپس به مرحله تنظیم و میکس و مسترینگ برسد که این موضوع خودش یک روند طولانی را طی خواهد کرد.

آسرایی همچنین اظهار کرد: چند روز قبل دومین سال پخش آلبوم “عشق یعنی ” بود. فکر می کنم من کمتر از دو سال نشده که آلبومی را روانه بازار کردم و از این جهت امیدوارم که انتظارها برای انتشار آلبوم جدیدم بیشتر از دو سال طول نکشد.

وی خاطرنشان کرد: تصور می کنم آلبوم جدیدم اواخر تابستان سال ۱۳۹۶ منتشر شود. به طور یقین در این آلبوم نیز بهروز صفاریان در کنار من حضور خواهد داشت.

فریدون آسرایی و فرزاد فرزین خوانندگان تیتراژ  سریال عاشقانه شدند.

بیوگرافی کامل فریدون اسرایی

 

تصویربرداری مجموعه «عاشقانه» به کارگردانی منوچهر هادی و تهیه کنندگی مهدی گلستانه همچنان در مناطق مختلف تهران در حال انجام است و تقریبا تمامی بازیگران این پروژه مقابل دوربین رفته‌اند.

همزمان با تصویربرداری نیمی از این پروژه و نزدیک شدن به زمان توزیع آن در شبکه نمایش خانگی، دو خواننده تیتراژ آغازین و پایانی مجموعه نیز مشخص شده است. فرزاد فرزین و فریدون آسرایی دو خواننده مطرح پاپ هرکدام به تازگی یک قطعه را با آهنگسازی بابک زرین برای تیتراژ این مجموعه خوانده‌اند که بزودی از آن‌ها رونمایی خواهد شد. در این بین فرزین علاوه بر خوانندگی تیتراژ، یکی از نقش‌های اصلی مجموعه را نیز برعهده دارد.

بابک زرین که ساخت موسیقی «عاشقانه» را نیز برعهده دارد پیش از این به عنوان آهنگساز با خوانندگان مطرحی چون سالار عقیلی، حمید حامی و… تجربه همکاری داشته است. ساخت موسیقی دو قطعه معروف و ماندگار «وطنم» و «ایران» با صدای سالار عقیلی از جمله فعالیت‌های اخیر این آهنگساز محسوب می‌شود.

محمدرضا گلزار، ساره بیات، بهاره کیان افشار، فرزاد فرزین، حمیدرضا پگاه، شمسی فضل اللهی، علیرضا زمانی نسب، علیرضا سوزنچی، (با هنرمندی) حسین یاری، پانته آ بهرام، مسعود رایگان و هومن سیدی، (با حضور افتخاری) یکتا ناصر و (با معرفی) سارا رسول‌زاده و (با حضور) مهناز افشار بازیگران اصلی «عاشقانه» هستند.

فریدون آسرایی صفحه اینستاگرام خود را به تصویری قدیمی از خود و همرزمانش در دوران سربازی اختصاص داد.

بیوگرافی کامل فریدون اسرایی

فریدون آسرایی خواننده معروف پاپ  به تازگی در صفحه اینستاگرامش تصویری دیدنی از دوران خدمت سربازی اش منتشر کرده است که تا به حال به چشم نخورده است. این عکس متعلق به سال ۱۳۵۵ است.

فریدون آسرایی در صفحه اینستاگرام خود نوشت:

“بعد از گذشت حدود چهل سال يكى از دوستان دوره سربازى اقاى ملك عزيز رو در كنسرت قزوين پيدا كردم (نفر دوم سمت راست) و نفر اول از راست حسن صالحى كه سالهاست دنبالش ميگردم و اميدوارم يه روز پيداش كنم و نفر سوم در عكس از همدوره اى هام در اموزشى و لشكر ٦٤ اروميه (رضائيه) كه اسمشون رو فراموش كردم.
اميدوارم اين دوستانم رو يه روز ببينم اين عكس متعلق به سال ٥٥ هست.
فكر كنم خيلى از شما هنوز به دنيا نيومده بوديد.

 برای دانلود آهنگ های فریدون اسرایی به لینک زیر مراجعه کنید

دانلود اهنگ فریدون آسرایی

بیوگرافی کامل فریدون اسرایی+عکس فریدون اسرایی و همسرش





آموزش دانلود : روی لینک کلیک راست کرده و گزینه save link as را بزنید و در مسیر دلخواه ذخیره کنید

در اندروید بر روی لینک ها نگه دارید تا منو باز شود و گزینه save link را بزنید

امتیاز 5.00 ( 14 رای )
اشتراک گذاری مطلب

کلیه حقوق برای این سایت محفوظ است. اللــهم صــل علــی محــمد و آل محــمد و عجل فرجهــم