ok then بیوگرافی کامل حمید حامی+عکس حمید حامی وهمسرش | وب آهنگ | دانلود آهنگ جدید

بیوگرافی کامل حمید حامی+عکس حمید حامی وهمسرش

دسته بندی : بیوگرافی

بیوگرافی کامل حمید حامی,بیوگرافی حمید حامی,عکس حمید حامی خواننده,زندگینامه حمید حامی,نمایشگاه عکس حمید حامی

بیوگرافی کامل حمید حامی

برای مطالعه بیوگرافی خواننده به ادامه مطلب مراجعه کنید …

بیوگرافی کامل حمید حامی+عکس حمید حامی وهمسرش

حمیدرضا حامی شریف خواننده سرشناس پاپ، معروف به «حامی» در ۱۴ خرداد ماه سال ۱۳۵۵ در تهران به‌دنیا آمد.

حمیدرضا حامی در دوران دبیرستان علوم تجربی خوانده است. او تحصیلات خود در کلاس‌های دکوراسیون جهاد دانشگاهی را بدلایل نامعلومی نیمه تمام ر‌ها کرد، می‌گوید: پدر و مادرم صدای خوبی در خواندن داشتن و صدایش را از آن‌ها به ارث برده است.
در خانواده هنرمند و عاشق موسیقی بدنیا آمد، پدر و مخصوص مادرش صدای خوبی داشتند، حمید حامی در کودکی بسیار خجالتی بود و با وجود صدای خوبش در کودکی حاضر به شرکت در گروه رود مدرسه نشد.

حامی بصورت حرفه‌ای در سال ۱۳۷۷ با خواندن تیتراژ فیلم فالگیر خوانندگی را شروع کرد و اولین آلبوم خود را با نام حامی در سال ۱۳۷۹ انتشار داد.

در دوران جوانی حامی کمی با مشکلات حنجره روبرو شد و خودش در این باره گفت: یکی از اصلی‌ترین دلایل دور شدن من، افت صدایم بود. آن زمان هراس عجیبی سراغ من آمده بود که اگر صدایم را از دست بدهم، چه اتفاقی قرار است برای من بیفتد؟ ولی بعد از مدت کوتاهی متوجه شدم که بسیاری از خواننده‌های مطرح موسیقی جهان هم با این مشکل دست و پنجه نرم کرده اند.

از جمله آلبوم‌های این خواننده جوان کشور می‌توان به گزینه‌های زیر اشاره کرد.

قبیله عشق به همراه (حمید غلامعلی)
حامی – ۱۳۷۹
دونیمه رویا – ۱۳۸۱
فقط نگاه می‌کنم ۱۳۸۶
بوی گندم – ۱۳۸۷
آخدا – ۱۳۸۹
یه لحظه عاشق شو – ۱۳۹۲
از تو هیچ وقت نمیرنجم – ۱۳۹۴

وی همچنین تیتراژ فیلم و سریال‌های زیر را نیز خوانده است:

 سام و نرگس
گل یخ
فالگیر

 هدف اصلی

پسر خجالتی و صدای ارثی

در خانواده هنرمند و عاشق موسیقی بدنیا آمد، پدر و مخصوص مادرش صدای خوبی داشتند، حمید حامی در کودکی بسیار خجالتی بود و با وجود صدای خوبش در کودکی حاضر به شرکت در گروه رود مدرسه نشد

 

در ۱۱ سالگی با خواندن در یک جمع خانوادگی این خجالت از بین می رود

شروع فعالیت

بصورت حرفه ای در سال ۱۳۷۷ با خواندن تیتراژ فیلم فالگیر خوانندگی را شروع کرد و اولین آلبوم خود را با نام حامی در سال ۱۳۷۹ انتشار داد

قبل از حرفه ای بودن

قبل از اين‌ كه شروع كنم به حرفه‌ای خواندن با پيام میر جعفری كه هم محله‌ اي مان بود آشنا شدم، او  نوازنده پيانو بود و الان هم در ارمنستان مشغول تحصیل موسیقی است. او در آن دوره مرا با رضا اردلان آشنا كرد، ايشان در سينما صدابردار و صداگذار هستند و همين آشنايي باعث شد من قطعه با صداي بی صدا را درسال ۷۳ بخوانم كه در يك مجموعه تصويری که نمی‌ دانم  پخش ‌شد یا نه استفاده شد

بعد از ‌آن هم رفتم سربازی و در آنجا با برادرزاده علي‌ شاه‌ حاتمی، كارگردان آشنا شدم كه ايشان هم مرا به فريبرز لاچينی معرفی كردند ولي اولين كاری كه به صورت حرفه‌ای خواندم براي فيلمي به نام فال‌گير كه آهنگسازش علی راست‌ گفتار بود

مشکل صدا و حنجره

یکی از اصلی‌ ترین دلایل دور شدن من، افت صدایم بود

آن زمان هراس عجیبی سراغ من آمده بود که اگر صدایم را از دست بدهم، چه اتفاقی قرار است برای من بیفتد ؟ ولی بعد از مدت کوتاهی متوجه شدم که بسیاری از خواننده‌ های مطرح موسیقی جهان هم با این مشکل دست و پنجه نرم کرده‌ اند

من تحقیق کردم و فهمیدم که خیلی‌ ها با جراحی یا گفتار درمانی (درمان صوتی – تکلمی) دوباره توانسته‌ اند به روزهای اوج‌ شان  برگردند و خیلی ها هم با تمرین و در کنار درمان توانسته‌ اند مسیر هنری خود را ادامه بدهند

بهترین کنسرت عمرم

اولين كنسرت زنده‌ ام با اركستر در مراسمي در سال ۷۸ بود كه من به همراه حميد خندان و حميد طالب‌ زاده این برنامه را اجرا كرديم، آن موقع اركستر من همه بچه‌ های شمال بودند كه بعدها همگی از نوازنده‌ هاي بزرگی شدند، آن زمان آن‌ ها همه نوجوان بودند

۱۰۰ سالم شد ازدواج نکردم

تقریبا ۱۰۰ سال دارم اما ازدواج نکرده ام ! اما امیدوارم به زودی این اتفاق بیفتد. من اعتقاد دارم هر وقت قسمت باشد آدم ازدواج می کند و آدم نباید زیاد برای ازدواج کردن دست و پا بزند

حلال نمی کنم

بعضی از طبقات جامعه توان خرید آلبوم اورجینال را ندارند، آنها اگر آلبومم را کپی کنند، حلالشان می کنم؛ ولی افرادی را که توانایی خرید دارند و آلبوم را کپی می کنند حلال نمی کنم

بیوگرافی کامل حمید حامی

توجه به پوشش و لباس

از همان سال‌ های اول خیلی به لباس توجه می‌ کردم شاید برمی‌ گردد به تربیت خانوادگی‌ ام، پدر و مادرم خیلی بیشتر از حد نرمال به شیک‌ پوشی و خریدن لباس خوب برای ما توجه می‌ کردند، در ضمیر ناخود آگاه من و برادرهایم حک شده که لباس شیک پوشیدن یک حُسن است

 

از شعر تا عکاسی

شعر چیزی نیست که احساس توانمندی در آن بکنم، روی آهنگ‌ سازی انرژی بیشتری می‌ گذارم، عکاسی هم کاری است که دوست دارم وقتم را صرف آن کنم

حمله یک دختر جوان به حمید حامی خواننده موسیقی پاپ

حمید حامی خواننده پر حاشیه سال های اخیر، بار دیگر اسیر حاشیه ای جدید شد. او که طی سالهای گذشته زبان اعتراض نسل اولی های موسیقی پاپ ایران بوده است، بارها با تهدید های بسیاری مواجه شده است. ولی این خواننده با سابقه اینبار اسیر حاشیه ای شده که خود در آن دخیل نبوده است.

ماجرا از آنجا آغاز می شود که حمید حامی روز ۱۴ بهمن حول و حوش ساعت شش و هفت بعد از ظهر همراه با اتومبیل شخصی خود در خیابان شیراز جنوبی پایتخت با یک دستگاه اتومبیل ۲۰۶ تصادف می کند. با توجه به آنکه بر اساس شواهد راننده اتومبیل ۲۰۶ مقصر بوده، سعی در فرار داشته که حامی از این اقدام جلوگیری می کند و همین سر آغاز ماجرا می شود. استفاده سرنشین اتومبیل ۲۰۶ از اسپری فلفل در این ماجرا و برخورد شدید اتومبیل با شخص حمید حامی در زمان فرار، باعث شد تا یکی از شاهدان عینی که خود از طرفداران این خواننده به شمار می آید به قلم خود این اتفاق را به صورت مفصل شرح دهد که متن آن بدون هیچ تغییری بدین شرح است:

دیروز چهارده بهمن تقریبا ساعت شیش و نیم بود که جلوی فروشگاه کاشی و سرامیکمون توی خیابون شیراز جنوبی وایساده بودم بودم که اونور خیابون درست جلوی فروشگاه ما صدای ترمز یه مزدای آبی توجهم و جلب کرد و یه پسربا قد خیلی بلند که ریش داشت و عینک طبی رو چشاش بود از ماشن پیاده شد، بلافاصله تلفنش رو برداشت و انگار داشت به پلیس زنگ میزد اما یهویی صدای جیغ جیغ یه دختر از توی ۲۰۶ سفید رو شنیدم، یواش یواش رفتم وسط بلوار که ببینم چی شده که راننده ۲۰۶ از توی ماشین یه اسپری کوچیک سبز رنگ و درآورد و پاشید توی صورت راننده مزدا، پسر قد بلند سریع اومد عقب تر و داشت از سوزش به خودش می پیچید و همچنان گوشیش دستش بود و به پلیس ۱۱۰ آدرس محل رو میداد که راننده ۲۰۶ در حالی که پسر قد بلند جلوی ماشینش بود تا مانع از حرکتش بشه، حرکت کرد و محکم زد به پسر و اون افتاد روی کاپوت ۲۰۶، دختر با سرعت حرکت میکرد و تقریبا شصت هفتاد متر همینطوری درحالی که پسر روی کاپوت بود حرکت کرد تا پسر از روی کاپوت افتاد روی آسفالت و ماشین ۲۰۶فرار کرد، پسر بلند شد در حالی که برف پاک کن ۲۰۶ تو دستای خونیش بود برگشت به سمت ماشین خودش و منتظر پلیس شد، جالب اینکه یه زن که سنش کمم نبود اومده بود به کمکش و براش آب آورد و …

مردم هم وایساده بودن و فقط نگاه میکردن، بعد از چند دقیقه دو تا پلیس موتور سوار از کیوسک کلانتری سر خیابون شیراز اومدن و همون موقع ۲۰۶ که فرار کرده بود با یه مرد توی محل ظاهر شد و با فریاد و به دروغ ادعا کرد که راننده مزدا خانوم من رو زده! پلیس هم حرفاش رو باور کرد و کارت ماشین مزدا رو گرفت و راننده مزدا در حالی که لباساش خونی بود و از دستاش خون میچکید هرچی گفت که اسپری فلفل توی صورتم زدن و با ماشین من و زیر گرفتن مامورا باورشون نشد و سوار موتور رفتن.

دوست داشتم ببینم قضیه چی میشه که اگه نیازی به شهادت و کمک هست من هم باشم، تا سر خیابون و دم کیوسک رفتم و با کمال تعجب صورت مردونه ی عزیز دلم و دیدم، کسی که با صداش باعث آشنایی من و خانومم شد، کسی که باعث شد مرگ مادرم رو تحمل کنم، کسی که از شب تا صبح و صبح تا شب همگی دعاش میکنیم و واسش سلامتی میخوایم، اون مرد قد بلند “حامی” بود، وقتی که فهمیدم اون حامی اسطوره ی منه از خجالت اینکه چرا از اول کمکش نکردم و از خجالت اینکه اینجا ایرانه با این قانونای عجیب و غریبش دیگه جلو نرفتم، وایسادم و نگاه کردم که ببینم چی میشه، همگی توی هوای برفی عصر دیروز رفتن کلانتری ۱۴۵ خدامی ونک، یک ساعت و نیم توی کلانتری موندن و آخر باخبر شدم که راننده ۲۰۶ از حامی شکایت کرده و فردا قراره که برن دادسرا.

راستی این قانونه که جلوی چشمای اینهمه آدم یه اتفاق انطوری بیفته و هیشکی صداش در نیاد، که بنده خدا حامی رو اینطوری با ماشین لهش کنن و آخرشم ازش شکایت کنن، حامی جون اینجا نمون، حامی اینجا جای تو نیست، اگه میخوای خدا دوست داشته باشه برو. “

در ادامه قضیه را از میثم دهقان (مدیر برنامه حامی) نیز جویا شدیم که وی ضمن تایید این اتفاق گفت: فعلاً در این مورد اظهار نظری نمی کنم، همه چیز برای حاضران در صحنه عین روز روشن بود و نیازی به توضیحات بنده نیست. آنقدر شوکه هستم که نمی دانم چه بگویم و این اتفاق را قطعاً از سوی مقامات قضایی پیگیری خواهیم کرد.

بعد از این که یک مدت روی بورس بودی، یکباره از فضای موسیقی دور شدی، در این سال ها کجا بودی؟

– این سوال خیلی دست خورده است که در این پنج سال کجا بودی.

بله، قبلا توضیح داده ای ولی می خواهم از این سوال به سوال های دیگری برسم؛ مثلا جایی گفته بودی که قبل از اجرا تمرین نداشتی و دچار اسپاسم عضلانی شدی. بیوگرافی حمید حامی

– بله، فشارهای عصبی، استراحت های نامناسب و شب بیداری، نبود تمرین قبل از اجرا و فریادهای غیر استاندارد باعث شد صدایم را از دست بدهم. یک متن قدیمی از آقای شجریان می خواندم که در مورد سبک زندگی استاندارد و آرامشش توضیح داده بود ولی من آن موقع اطلاعات دقیقی در مورد بهداشت صوتی نداشتم و آسیب شدیدی دیدم.

مخصوصا هنرمندها که سنگ های بزرگ تری می خورند. البته الان آرامشم بیشتر است، صدایم به کیفیت شش سال پیش نرسیده ولی نسبت به پارسال به مراتب بهتر شده ام. بیوگرافی حمید حامی

سال اولی نبوده که روی صحنه می رفتی، چطور ممکن است بدون آواز بخوانی و آسیب ببینی؟

– فقط این نبود. عوامل دیگری مثل کم خوابی و استرس هم در ماجرا دخیل بود. همه اینها باعث می شود که خواننده بی حوصله بشود. تمرین و ورزش هم حوصله می خواهد که وقتی حوصله اش نباشد، افت می کنی. این اتفاق برای من افتاد و هر روز افت بیشتری کردم.

چطور شد که بعد از چند سال به این نتیجه رسیدی که می توانی برگردی و دوباره به جایگاه مورد نظرت برسی؟

– مجموعه اتفاق ها باعث شد تا برگردم. من خیلی سرخورده بودم. فشارهای مالی و عصبی زیادی را تحمل کردم. از خواننده ای که زمانی یکی از نقاط قوت موسیقی پاپ به حساب می آمد و صدایش توی مشتش بود تا کسی که گوشه گیر است و حتی در خانه هم جرأت خواندن ندارد، خیلی فاصله است.

سال آخر خیلی سخت بود و مجموعه این اتفاق ها باعث شد با قرص زندگی کنم. ولی بکباره تصمیم گرفتم که روی پای خودم بایستم. وقتی اراده کردم، همه چیز دست به دست هم داد تا شرایطم مهیا شود. یک زمانی باورم نمی شد دوباره روی استیج بروم و وقتی به صحنه فکر می کردم، حالم بد می شد.

شش، هفت ماه ورزش کردم و در خانه و ماشین تمرین آواز می کردم. من هیچ وقت استاد نداشتم، به جز چند ماه اخیر که از مهدی محمدی به عنوان همصدا کمک می گیرم و ازش یاد می گیرم. این مدت به خانواده و مادرم نزدیک تر شدم و از همه مهم تر دوباره خدا را پیدا کردم.

جایی گفته بودی که ۹۰ درصد موسیقی استعداد است و تنها ۱۰ درصدش به تلاش و ممارست مربوط است.

– دیالوگ من نیست. فکر می کنم چارلی چاپلین این جمله را گفته ولی من هم به آن معتقدم. البته الان خوانندگی فقط صدا نیست و می تواند ۹۰ درصد تلاش باشد و ۱۰ درصد استعداد. اما زمانی که خواننده ها بر اساس توانایی های شان طبقه بندی می شدند، جمله چاپلین صدق می کند. الان به خاطر فضای مجازی، تاثیر سیاست در هنر و پررنگ تر شدن مسائل مالی، نسبت بین استعداد و تلاش خیلی تغییر کرده است.

کلا دل خوشی از شرایط و فضای موجود در موسیقی نداری؟

– نباید هم داشته باشم. وقتی نابکارها موفق می شوند و به هنرمندهای متفکر انگ حسادت می زنند، چرا نباید ناراحت باشم؟ من در این سال ها تلاش کردم در مورد قضایای مافیا روشنگری کنم و مردم را آگاه کنم. به ظاهر شاید خیلی موفق نبوده ام ولی می شنوم و می بینم که صحبت هایم تاثیر هم داشته است.

نقدی که به تو وارد می کنند این است که خودت را با جامعه امروز همسو نکردی و مسیری را که شروع کرده ای، ادامه می دهی. خیلی از خوانندگان قدیمی مثل محمد اصفهانی تا حدی ژانر موسیقی شان را تغییر داده اند تا مخاطب را از دست ندهند؛ تو چرا این کار را نکردی؟

من اگر بخواهم راه رفتن کبک را یاد بگیرم، راه رفتن خودم را هم فراموش می کنم. در موسیقی پاپ ایران که اصلا سبکی وجود ندارد ولی خیلی از خواننده ها بودند که فرم موسیقایی شان را عوض کردند و به موزیک روز دنیا نزدیک شدند ولی فراموش کردند که خودشان چه بوده اند. من این کار را نکردم و از شخصیت خودم بعید می دانم که تا وقتی زنده ام این کار را بکنم. ممکن است به موسیقی های دیگر مثل راک گرزیزی بزنم ولی باز هم از قالب خودم خراج نمی شوم.

من معتقدم اگر خواننده ای به سبک کاری اش ایمان داشته باشد، موفقیت هر قدر هم دیر ولی به دست می آید. در ضمن به نظرم هر هنرمندی این حق را دارد که سبک کارش را انتخاب کند. نمی شود به یک نقاش رئال بگوییم که حتما باید کاریکاتور بکشی تا مردم بخندند. حالا اگر خواننده ها این کار را کرده اند و برای خندیدن مردم، خودنمایی، شهرت و پول در آوردن، شخصیت خودشان را زیر سوال برده اند و به خواندن آثاری که در شأن شان نبوده است، تن داده اند، باید تحقیق کرد و دید چه کاستی های اخلاقی، شخصیتی و روانی کدرون شان وجود دارد.

برای منی که این قدر تلاش می کنم و بازخورد و بازتاب کارهایم این قدری که انتظار دارم نیست هم حتما چنین معضلاتی وجود دارد ولی با توجه به شناختی که از بازار و فرهنگ موسیقایی مردم و صبر و تحمل خودم دارم، مطمئنا چنین اتفاقی برای من نمی افتد و روی فرمی که دارم پافشاری می کنم. بیوگرافی حمید حامی

پس معتقدی که مردم بالاخره به این سمت بر می گردند.

– بله، همان طور که حال مردم نسبت به چند سال پیش عوض شده. مردم خودشان خجالت می کشند که کار سخیف گوش بدهند. موسیقی هایی که الان منتشر می شوند و خواننده هایی که دلقک و عامل تفریح مردم هستند، جایی در خلوت و آرامش مردم ندارند. لحظه های تفریح و خوش گذرانی می گذرند. موسیقی هایی هم که در لحظه های خوش گذرانی گوش می دهیم، حباب های روی آب هستند و می گذرند. من نمی خواهم این اتفاق برایم بیفتد. بیوگرافی حمید حامی

این طور حس کردم که در اجرای شب اول تالار وحدت، هم خوانی مردم با تو کم بود.

کم بود؟ من کاملا مخالفم با این حرف. اصلا باورنکردنی است. این قدر آهنگ های «هیت» من زیاد است و مردم می خوانند که برای هر کنسرت در انتخاب آهنگ به مشکل می خورم. بیوگرافی حمید حامی

در قیاس با آهنگ های «دلم گرفت» و «لیلای من کو؟» که همه یکصدا می خواندند، این اتفاق در دیگر قطعات نمی افتاد.

 آهنگ «احساس» جدید بود و خودم هم بد خواندمش. اگر این یک آهنگ را کنار بگذاریم، باقی آهنگ ها را از صفر تا صد مردم می خوانند. البته «شوق تنهایی» هم آهنگ جدیدی است و مردم خیلی همراهی نمی کنند. البته «حرف های عاشقانه» هم جزء کارهایی است که مردم دیگر نمی خوانند. دیگر کدام آهنگ ها را نمی خوانند؟ ما برای «دلم گرفت»، «غزل» و «لیلای من کو؟» طوری طراحی کردیم که انتهای قطعته ۱۶ میزان آزاد باشد تا مردم بخوانند. اشکالی ندارد، شاید خصوصیت یک خواننده است که با او کم همخوانی کنند ولی برای من این اتفاق کم افتاده است.

من می خواستم از این سوال به اینجا برسم که شعرهایی که انتخاب می کنی، سخت هستند و مردم حفظ نمی شوند.

بیوگرافی کامل حمید حامی+عکس حمید حامی وهمسرش

بله. با این موضوع موافقم. من اعتقادی ندارم که قطعه ترجیع بند داشته باشد. این باهوشی آقای بیات بود که برای کارهای شان حتما ترجیح بند انتخاب می کردند ولی برای من اتفاق خوبی است که قطعات ترجیع بند ندارند ولی به هر حال می شناسندشان. مثل قطعه «خداحافظ». البته الان فکر می کنم موقعش رسیده است که چند قطعه با ترجیع بند تولید کنم تا در ذهن مردم بماند. البته این مسئله باعث می شود از کیفیت کارم کم بشود.

اولین اجرایی هم که بعد از چند سال در تالار وحدت داشتی، ظرف مدت یک ساعت، سولد آوت شد.

– خدا را شکر شش اجرای آخرم خوب بوده و بلیت اجراهایم همیشه فروش رفته و با سالن خالی طرف نبودیم. البته این را هم بگویم که یک ساعت ما حقیقی بود و به صورت سازمانی فروخته نشد. چون چند وقت پیش شنیدم که خواننده ای در عرض نیم ساعت یک یا دو سانس کامل را فروخته است.
مطلب پیشنهادی : عکس جدید و دیدنی ترانه علیدوستی

من از مدیر برنامه هایش اطلاع موثق دارم که اینها با شرکت های مواد غذایی قرارداد دارند و تمام بلیت ها به صورت مستقیم به کارمندان و مهمانان این شرکت ها فروخته می شود. بعد هم به صورت صوری بلیت ها را روی سایت می گذارند و اعلام می کنند در عرض نیم ساعت فروخته شده است. متاسفانه مردم ساده دل و حتی اطرافیان خودم باورشان می شود در صورتی که ترافیک سایت عملا توانایی انتقال این حجم از داده و تراکنش مالی را ندارد.

آلبوم جدید چه خبر؟

 یک تهیه کننده قول سرمایه گذاری روی آلبوم جدیدم را داده بود ولی به دلیل خلف وعده ایشان پنج ماه از وقتم را از دست دادم. به این نتیجه رسیده ام که ایشان برای آلبومم سرمایه گذاری نمی کنند و مثل روال گذشته خودم آلبومم را ضبط می کنم. قرار بود دو آلبوم منتشر کنم که اولی یک مقدار الکترونیک است و دومی آکوستیک است و بیشتر شبیه موسیقی دهه ۵۰ شده. امیدوارم امسال هر دو آلبوم منتشر شود.

حامی از وسواس های کاری اش می گوید

موزیسین ها به دنبال پول و تفریح اند

شخصیت خاص حامی باعث می شود بر همه کارها نظارت و مدیریت کند و در همه امور خودش تصمیم گیرنده باشد. این شخصیت ضمن این که مزایایی دارد، باعث شده کاستی هایی هم وجود داشته باشد و همین اتفاق، نارضایتی های همیشگی حامی را به دنبال دارد. بیوگرافی حمید حامی

از سیاست های دوگانه وزارت ارشاد در رابطه با پخش موسیقی از ماهواره و سایت های موسیقی آن ور آبی هم خیلی شاکی هستی

ارشاد مثل نیروی انتظامی یک عامل اجرایی است. به نظرم سیاست گذار کلی ماجرا شخص وزیر ارشاد نیست. امروزه از هنرمندان استفاده ابزاری می شود. موسیقی، فرزند ناخلف هنر ایران است و غالبا سوپاپ اطمینان است. درست است که من دوست ندارم یکی از ابزارها باشم ولی برایم هم خوشایند نیست که تعداد خاصی از افراد بتوانند از خط قرمز قوانین عبور کنند. خوشبختانه الان مردم هم فهمیده اند که فلانی که فلانجا خوانده است، وابستگی هایی غیر از وابستگی های هنری دارد.

خیلی دوست داری که همه کارها را خودت انجام بدهی و حتی یک جا گفته ای که موزیسین های علمی نداریم، برای همین خودم کار می کنم.

– من به خاطر وسواسی بودن و کمالگرایی دوست دارم که به همه کارها نظارت داشته باشم؛ مثلا مدت ها بود که عکس روی بلیت کنسرتم ربطی به پوستر کنسرتم نداشت و فشار آوردم تا این اتفاق درست شود. باید در مورد انتخاب نوازنده ها، ترتیب قطعات، چیدمان صحنه و … دخالت و مدیریت کنم. وقتی یک آدم کاربلد کنارم باشد و همه کارها را انجام بدهد، اگر بعد از مدتی از او جدا شوم، خودم تهی می شوم.

دخالت و مدیریت در این حوزه هایی که گفتی قابل قبول است ولی این که می گویی بعد از بابک بیات موزیسین علمی نداریم، ادعای بزرگی است. بیوگرافی حمید حامی

– نه، من این را نگفتم. پرسیدند چرا خودت آهنگ می سازی؟ جواب دادم چون آهنگ هایی که می شنوم در حد آقای بیات نیست، پس بهتر است خودم آهنگ بسازم و به آن مرز آمادگی برسم. چند بار هم گفته ام که من ۱۰ سال بیشتر تجربه آهنگسازی ندارم ولی ترجیحم این است تا جایی که ممکن است آهنگ های خودم را بخوانم چون به خودم و شخصیتم نزدیک تر است.

در ضمن سر موزیسین ها این قدر شلوغ هست، این قدر درگیر مسائل مالی و تفریح شان هستند که موسیقی برای شان اولویت چندم است؛ مثلا یک دوست موزیسینی هست که الان بیشتر از یک سال است که ازش خواسته ام چند آهنگ را برایم تنظیم کند، چون کیفیت دارد، پایش مانده ام ولی الان به این نتیجه رسیده ام که نمی شود با آدم بدقول کار کرد و صرفنظر کردم.

بیوگرافی کامل حمید حامی

مصاحبه با حمید حامی

حمید حامی روز دوشنبه با چهره جدید و با ادبیات همیشگی خودش جلوی دوربین برنامه ویتامین ۳ ظاهر شد و باز هم مانند ۳-۲ سال اخیر به خوانندگان موسیقی پاپ تاخت. علی ضیا از او در مورد چهره جدیدش سوال کرد که در جواب گفت: «فقط به خاطر تنوع موهایم را تراشیده ام.» چکیده مصاحبه تلویزیونی آقای حامی را با هم مرور می کنیم:

مانند بقیه نیستم!

مانند ۹۰-۸۰ درصد از خواننده های امروزی نیستم. روی آلبومم فکر می کنم هر کاری را منتشر نمی کنم! یک سال و نیم پیش مجوز آلبومم را از وزارت ارشاد گرفته ام ولی به دلیل اینکه این روزها مردم کمتر سراغ خرید اثر اورجینال می روند تاکنون نتوانسته ام با شرکت مناسبی برای پخش این آلبوم به توافق برسم و به دنبال کمتر ضرر کردن هستم.

حلال نمی کنم!

بعضی از طبقات جامعه توان خرید آلبوم اورجینال را ندارند، آنها اگر آلبومم را کپی کنند، حلالشان می کنم؛ ولی افرادی را که توانایی خرید دارند و آلبوم را کپی می کنند حلال نمی کنم.

مخاطب باید دنبال هنرمند بیاید

به نظر من مخاطب باید دنبال هنرمند بیاید؛ هنرمندی که دنبال سلیقه مخاطب برود، عمر هنری کوتاهی خواهد داشت. اگر هنرمند تفکرات خودش را پیاده کند و برای خودش مخاطب جذب جذب کند. فکر می کنم عمر هنری طولانی تری دارد.

۱۰۰ سالم شده!

تقریبا ۱۰۰ سال دارم اما ازدواج نکرده ام! اما امیدوارم به زودی این اتفاق بیفتد. من اعتقاد دارم هر وقت قسمت باشد آدم ازدواج می کندو آدم نباید زیاد برای ازدواج کردن دست و پا بزند.

روی کارهایم ۶-۵ سال فکر می کنم

این روزها استارت آلبوم بعدی را زده ام. من اینگونه نیستم که بخوابم و صبح بیدار شوم و ۱۰ تا شعر بخرم و بدهم برایم آهنگ بسازند و تنظیم کنند! من روی کارهایم ۶-۵ سال فکر می کنم تا استارت یک آلبوم را بزنم. کارهایی که برای آلبوم بعدی آماده کرده ام کارهایی هستند که ۶-۵ سال پیش استارت ساختشان را زده ام.

اول شعر بعد آهنگ…

در ایران معمولا ابتدا شعر سروده می شود و سپس آهنگساز روی شعر کار می کند ولی در دنیا قضیه برعکس است. این قضیه به این دلیل است که کلامب رای مخاطب ایرانی از بقیه پارامترها مهمتر است ولی در موسیقی ما آثاری که شعر آن براساس ملودی سروده شده، آثار ماندگارتری بوده اند.

اغلب خواننده ها مردم را گول می زنند!

اغلب خواننده ها با خودشان تیونر روی استیج می برند و صدای خودشان و سازها را کوک می کنند! باز هم این قضیه مشکلی ندارد اما خواندن به صورت زنده نمایی و پلی بک کردن جالب نیست. اسمش کنسرت است اما مردم را گول می زنند.

به فضای موسیقی راک نزدیک شده ام

در «یه لحظه عاشق شو» یک ترانه از پوریا ربیعی دارم و بقیه ترانه ها اثر بابک صحرایی است، ملودی ها و تنظیم ها نیز از خودم، رضا تاجبخش، ستار اورکی و … است. باز هم با همکاران و دوستان قدیمی ام کار کرده ام و یکی دو دوست عزیز مانند مهران خلیلی هم به پکیج آلبوم اضافه شده اند. سازبندی این آلبوم نزدیک به فضای موسیقی راک شده! البته در «یک لحظه عاشق شو» آهنگ ریتمیک هم دارم. تغییر فضا خط ملودی ها مانندن گذشته است اما سازبندی ها کمی تغییر کرده است، به همین دلیل نمی توان گفت که حامی در این آلبوم تغییر سبک داده یا فضایش را برای به روز شدن عوض کرده است.

حامی در توضیح تکمیلی در مورد ماجرای استفاده خواننده ها از تیون به تماشا می گوید: «بگذار یک مثال برایت بزنم، وقتی موج رادیو روی فرکانس اصلی نباشد. صدا شفاف نیست. خواننده هایی که نمی توانند به قول معروف کوک بخوانند دستگاه تیون روبروی صحنه می برند تا صدایشان کوک به گوش مخاطب برسد. این دستگاه درست مثل دستگاه رادیوی ماشین که به طور اتوماتیک موج را روی فرکانس مورد نظر نگه می دارد، عمل می کند.»

این موضوع از عدم توانایی خواننده روی استیج ناشی می شود که مخفی نگه داشتن این عدم توانایی، به نوعی خیانت به شنونده و دروغ گفتن به حساب می آید. من با هر نوع پنهان کاری مخالف هستم. متاسفانه در ایران این اتفاق می افتد و خواننده هایی که توانا نیستند، خودشان را به جای خواننده های توانا جا می زنند. تیونینگ باعث می شود کسانی که خواننده نیستند رشد کنند این درحالی است که من معتقدم کسانی که صدا دارند باید پیشرفت کنند. خوانندگی یعنی داشتن توانایی برای خواندن!»

 حامی در پایان هم در مورد پلی بک کردن خواننده ها روی استیج می گوید: «الان خیلی از خواننده ها به خاطر اینکه درآمد بیشتری داشته باشند. برنامه های ارگانی زیادی می روند و چون توان اجرای برنامه های متوالی را ندارند، در اغلب برنامه های ارگانی، به صورت پلی بک اجرا می کنند. البته در مورد برنامه های ارگانی من مخالفتی با این موضوع ندارم چون خواننده وقتی روزی ۴-۳ برنامه پشت سر هم اجرا داشته باشد، آسیب خواهد دید اما در موئرد کنسرت پلی بک کردن آهنگ ها توهین به مخاطب است. متاسفانه در کشور ما بعضی خواننده ها به دلیل ناتوانی در اجرا، به صورت پلی بک کنسرت هایشان را برگزار می کنند. شاید جالب باشد بدانی که چند وقت قبل به صورت مخلفی به کنسرت یکی از خواننده ها رفتم و در کمال تعجب دیدم که ۸۰ درصد از آهنگ های کنسرت به شکل پلی بک اجرا شد و خواننده حدود ۴-۳ آهنگ را خودش اجرا کرد و متاسفانه مردم هم متوجه این موضوع نبودند.»

برای دانلود آهنگهای حمید حامی به لینک زیر مراجعه کنید:

دانلود آهنگ حمید حامی

بیوگرافی کامل حمید حامی+عکس حمید حامی وهمسرش





آموزش دانلود : روی لینک کلیک راست کرده و گزینه save link as را بزنید و در مسیر دلخواه ذخیره کنید

در اندروید بر روی لینک ها نگه دارید تا منو باز شود و گزینه save link را بزنید

اشتراک گذاری مطلب

کلیه حقوق برای این سایت محفوظ است. اللــهم صــل علــی محــمد و آل محــمد و عجل فرجهــم