ok then بیوگرافی کامل مرتضی پاشایی+عکس مرتضی پاشایی و نامزدش | وب آهنگ | دانلود آهنگ جدید

بیوگرافی کامل مرتضی پاشایی+عکس مرتضی پاشایی و نامزدش

دسته بندی : بیوگرافی

بیوگرافی کامل مرتضی پاشایی,بیوگرافی مرتضی پاشایی,عکس مرتضی پاشایی در بیمارستان,عکس مرتضی پاشایی قبل از بیماری

بیوگرافی کامل مرتضی پاشایی

برای مطالعه بیوگرافی خواننده به ادامه مطلب مراجعه کنید …

بیوگرافی کامل مرتضی پاشایی+عکس مرتضی پاشایی و نامزدش

مرتضی پاشایی (زادهٔ ۲۰ مرداد ۱۳۶۳ – درگذشتهٔ ۲۳ آبان ۱۳۹۳) خواننده، نوازنده و آهنگسازپاپ ایرانی بود.

 

وفات:    ۱۳۹۳

سبک‌ها: پاپ
کار(ها): خواننده، آهنگساز، تنظیم‌کننده
ساز(ها): گیتار و پیانو

بیوگرافی مرتضی پاشایی از زبان خودش

ساکن غرب تهران (آریا شهر) و در حال حاضر دانشجوی رشته گرافیک هستم از دوران کودکی همیشه نسبت به موسیقی یه حس خاص و مبهمی داشتم.

 و میدونستم که یک روز باید همین راه رو دنبال کنم.در سن ۱۴ سالگی موسیقی رو با زدن گیتار شروع کردم ولی درحین کار با مخالفت خانواده مواجه شدم.

 

ولی بازم با پای فشاری های خودم وعلاقه ای که به موسیقی داشتم سر از کر باز نزدم وهرگز پشیمون از ادامه راه نشدم. وبه این کار ادامه دادم و خوب الان چند سالی هست که دیگه این کارو به صورت حرفه ای دنبال میکنم و اصولا تمام وقتم رو صرف این کار میکنم تا بتونم بهترین کار با کیفیت عالی بیرون بدم و به هیچ عنوان کارم رو سطحی دنبال نمیکنم.

بیشتر موزیک های خارجی گوش میدیم علاقه زیادی هم به مصاحبه کردن ندارم. دوست آروم و بی سرو صدا بیام بالا برخلاف دیگران خصوصیات اخلاقی من یا همیشه خیلی آروم هستم یا خیلی شوخی میکنم. با هرکسی نمی تونم بسازم خیلی حساس هستم.

آغاز فعالیت هنری مرتضی پاشایی

مرتضی پاشایی از سال ۱۳۸۹ با انتشار اینترنتی قطعات خود شروع به کار کرد، او با قطعه یکی هست به شهرت رسید. مرتضی پاشایی را پیرو سبک شادمهر عقیلی و محسن یگانه می‌دانند. مرتضی پاشایی در پاییز سال ۱۳۹۱ با انتشار آلبوم یکی هست به جمع خوانندگان آلبوم دار پاپ ایران پیوست. به اعتقاد خیلی از کارشناسان مرتضی پاشایی پدیده سال موسیقی پاپ فارسی بود.

آلبوم‌های مرتضی پاشایی
یکی هست: نخستین آلبوم مرتضی پاشایی که در سال ۱۳۹۱ منتشر شد. این آلبوم دارای ۱۲ قطعه است. ترانه سراهای این آلبوم، مهرزاد امیر خانی و علی بحرینی هستند. آهنگسازی این آلبوم را خود مرتضی پاشایی انجام داده و کار تنظیم را نیز مرتضی پاشایی و میلاد ترابی انجام داده‌اند.

تک آهنگ‌های مرتضی پاشایی
-روز برفی (همراه با محمدرضا گلزار) -ادعای عشق (نسخه غیر رسمی) – عصر پاییزی – بغض (تقدیم به بنیامین بهادری) – جاده یک طرفه – نفس – به گوشت میرسه – بزار بگم – چند روز – چشمای من – چطور دلت اومد – دل من دل تو – دروغ دوست داشتنی – عشق من – گریه کن – ماه من – من و ببخش – مثل شیشه – میخوام بگم – می‌میرم – تقصیر – تو فکرتم – تو راست میگی – یادته – یکی هست – زیادی – شاید بپرسی -ستایش -گل بیتا -روتو برگردون -حالا اومدی -تورفتی -گل اطلسی -بزار بگم -ماه من -قسم -آدم کش -ادم آهنی

بیماری مرتضی پاشایی

مرتضی پاشایی خواننده پاپ کشورمان مدتی بود که با یک بیماری سخت دست و پنجه نرم می کرد.  وی بر اثر بیماری گوارش مدتی در بیمارستان بستری شد  و تحت عمل جراحی قرار گرفت.

مرتضی پاشای درگذشت
«مرتضی پاشایی» خواننده جوان موسیقی پاپ کشورمان پس از مدت‌ها مبارزه با بیماری مهلک سرطان در تاریخ بیست و سوم آبان ۱۳۹۳ دارفانی را وداع گفت.روحش شاد

پدر و مادر مرتضی 

مادر:زیاد اهل موسیقی نبودم. اما کارهای مرتضی را دوست داشتم و دنبال می کردم. وقتی تعریف های دیگران از کارش را می شنیدم از ته دل خوشحال می شدم.

مرتضی:گاهی که فضای کارهایم غمگین می شد، مادرم اعتراض می کرد و می گفت غمگین نخوان. دوست داشت من آهنگ های شاد بخوانم.

پدر:من موسیقی سنتی گوش می کردم و زیاد به موسیقی پاپ علاقه نداشتم. اما آهنگ های مرتضی را می پسندیدم و برایم جالب بود. الان طوری شده که فقط آهنگ های مرتضی را گوش می کنم و دیگر هیچ! (با خنده)

به تدریج، موسیقی برایم جدی تر شد. هر چه پیش می رفتم سعی می کردم توانایی های جدیدی در آهنگسازی، تنظیم، میکس، نوازندگی و… به خودم اضافه کنم و چیزهای جدیدی یاد بگیرم. تا این که به سربازی رفتم و یک وقفه دو ساله در کارم ایجاد شد. بلافاصله پس از سربازی، به عنوان آهنگساز با یک شرکت موسیقی مشغول همکاری شدم. آن زمان اتودهایی می زدم. یک سال بعد تصمیم گرفتم چند کار از خودم ارائه کنم و به فکر ساخت آهنگ برای خودم افتادم. از آنجا کم کم انتشار تک آهنگ هایم شروع شد. استقبال از آهنگ ها، مرا تشویق می کرد که با انگیزه کارم را ادامه دهم. تا این که به قطعه یکی هست رسیدم.

مرتضی پاشایی از سال ۱۳۸۹ با انتشار اینترنتی قطعات خود شروع به کار کرد، او با قطعه یکی هست به شهرت رسید. کارشناسان او را از پیروان سبک شادمهر عقیلی و محسن یگانه میدانند مرتضی پاشایی در پاییز سال ۱۳۹۱ باانتشار آلبوم یکی هست به جمع خوانندگان آلبوم دار پاپ ایران پیوست.
مرتضی پاشایی:یکی هست سال ۸۹ منتشر شد. من این آهنگ را خیلی دوست داشتم، اما فکرش را نمی کردم که این اتفاق برای آن بیفتد و اینقدر محبوب شود. من طبق روال، کارهایم را می ساختم و منتشر می کردم. اما عکس العمل مردم نسبت به یکی هست، خیلی بیشتر از چیزی بود که فکرش را می کردم. از گوشه و کنار تعریف این آهنگ را می شنیدم و این مسئله هر روز بیشتر می شد. آن زمان من را مثل امروز نمی شناختند. از جای خاصی هم حمایت نمی شدم که کارهایم دیده شود.
بیوگرافی کامل مرتضی پاشایی
مصاحبه با مرتضی پاشایی
مهرزاد امیرخانی، برادرش مرتضی و یکی ٬ دو نفر از دوستان نزدیکش هم در منزل بودند. در نهایت من و رسول و مرتضی و مهدی دور یک میز نشستیم و به گپ و گفتی طولانی و لذت‌بخش پرداختیم که بیش از دو ساعت زمان برد. مرتضی پاشایی بدون پرده‌پوشی و ملاحظه‌های معمولِ بعضی از گفت‌وگوها، راحت، محکم و پر از انرژی مثبت حرف‌هایش را زد و سوالی را بی‌پاسخ نگذاشت. آنچه می‌خوانید حاصل این گفت‌وگوی مفصل است با این پیوست که مهدی کرد (دوست و مدیر برنامه مرتضی) هم با توضیحات تکمیلی‌اش در جای جای مصاحبه همراه و کمک ما و مرتضی بود.

اگر موافقی از ماجرای بیماری‌ات شروع می‌کنیم. خودت از ابتدای قصه برایمان تعریف کن. به هر حال بیماری تو برای موسیقی پاپ ما یک شوک بود.

من در ابتدا دچار رفلکس معده بودم و این مسأله داشت مرا آزار می داد. دچار دل‌درد می‌شدم و خلاصه حال عمومی و به خصوص دستگاه گوارشم به هم ریخته بود. علی لهراسبی که از دوستان نزدیکم محسوب می‌شود٬ برایم وقت دکتر گرفت. راستش بار اول من خواب ماندم و به مطلب دکتر نرفتم. مرتبه دوم علی لهراسبی به اصرار مرا نزد دکتر فرستاد و شاید اگر اصرار آن روز علی نبود من امروز در کنار شما نبودم. او جزو کسانی است که همیشه مثل یک برادر بزرگ‌تر حامی و مشوق من بوده.

در هر صورت دکتر تشخیص داد که باید جراحی شوم. جراحی شدم اما متأسفانه شرایط به شکلی بود که نتوانستند به توده درون معده‌ام دست بزنند. بنابراین بستری شدم و حدود ۲۰ روز در بیمارستان بودم. تحت دارو و شیمی‌درمانی قرار گرفتم و شکر خدا سی‌تی اسکن آخرم نشان می‌دهد که اوضاع بهتر است. بعد از این‌که دوره دارویی٬ شیمی‌درمانی و پرتودرمانی‌ام تمام شود، معده‌ام را جراحی می‌کنند و ان‌شاءالله همه چیز ختم به خیر خواهد شد.

در طول این مدت شاهد روحیه فوق‌العاده ای از تو بودیم. روحیه‌ای که باعث شده بیماری مغلوبت نکند و حتی تو پرکارتر از سابق و با انرژی مضاعف به حضور در کنسرت‌ها و ارائه قطعات جدید بپردازی.

بیماری مرتضی پاشایی

 

بی‌تعارف این روحیه و انرژی از کجا می‌آید؟

شک نکنید بیشترین انرژی را از مردم می‌گیرم. مردم ما خونگرم و احساسی هستند و واقعاً بزرگ‌ترین انرژی دنیا را دارند. گاهی معرفت‌هایی می‌بینم که فوق‌العاده است و به من این حس و حال را می‌دهند که با توان بیشتر با بیماری‌ام مبارزه کنم و اجازه ندهم جسم و جانم را تسخیر کند.

لحظه‌ای که از اصل بیماری‌ام مطلع شدم دکترم‌ روراست و صریح به من گفت که شانست ۵۰-۵۰ است حتی دکتر دیگری این درصد را به ۳۰-۷۰ کاهش داد. شاید باور نکنید اما این خبر ناخوشایند کوچک‌ترین تأثیری در روحیه و زندگی من نگذاشته و حتی شاید باعث شده من محکم‌تر و مصمم‌تر از قبل باشم.

همیشه می‌گویم همان خدایی که به من لطف داشته و مرا مورد محبت و علاقه مردم قرار داده، این بیماری را برای من مقدر کرده پس جای گلایه‌ای نیست. این خواست خداست و من وظیفه دارم برای زندگی‌ام بجنگم و تلاش کنم و شک ندارم که خدا پشتم است.

جمله‌ات مرا یاد آرتور راش تنیسور مشهور آمریکایی می‌اندازد. او ۳۱ سال قبل در جریان یک عمل جراحی به خاطر خون آلوده‌ای که به بدنش تزریق شد «ایدز» گرفت و در پاسخ به نامه یکی از طرفدارانش که از او پرسیده بود چرا خداوند تو را برای این بیماری انتخاب کرد، پاسخ داد آن زمان که جام قهرمانی ویمبلدون را بالای سر برده بودم هرگز نگفتم خدایا چرا من و امروز که درگیر بیماری هستم نیز نمی‌گویم خدایا چرا مرا انتخاب کردی.

ماجرای جالبی بود که تا به حال نشنیده بودم. این تز واقعی من در زندگی است. اعتقاد دارم خداوند هر چه سر راهم قرار می‌دهد، حق است و یک امتحان و این واقعی‌ترین ایده و تفکر من است.

خاطرت هست که اولین اجرایت پس از مطلع شدن از بیماری کدام اجرا بود؟

درست یک هفته پس از اطلاع از بیماری‌ام در بندرعباس روی استیج رفتم. تنها اجرایی که روی سن حال خوشی نداشتم همان اجرا بود. درگیر دارو و درمان بودم و چون ابتدای درمانم بود، بدنم بسیار رنجور و خسته شده بود. به شدت به خودم از درد می‌پیچیدم اما نمی‌دانم چه حسی است که وقتی روی سن می‌روم همه چیز به حالت عادی بازمی‌گردد و توان چند برابری پیدا می‌کنم. انرژی مردم برای من یک موهبت فوق‌العاده است.

تاریخ مطلع شدن از بیماری در خاطرت هست؟

بله، تقریباً اول، دوم آذرماه ۹۲ بود. یعنی حدود ۶ ماه قبل.

جالب است که در طول این مدت جدا از حضور پررنگت در کنسرت‌ها تک آهنگ‌های زیبایی هم منتشر کرده‌ای؟

بگذارید برایتان ماجرای تک آهنگ «بغض» را که به بیماری‌ام مرتبط است بازگو کنم. من نزد دکتر رفتم، آندوسکوپی کردم و خلاصه مراحل آزمایش را پشت سر گذاشتم. در ابتدا برای این‌که از قضیه مطلع نشوم به من گفتند یک زخم ساده است. من هم همان زمان قصد داشتم قطعه «بغض» را بخوانم و منتشر کنم.

دوستانم از ماجرای بیماری‌ام مطلع شده بودند اما خبر را از من پنهان می‌کردند. بچه‌ها چون می‌دانستند که من حدود ۲۰ روز باید در بیمارستان بستری باشم به من اصرار می‌کردند که هر چه سریع‌تر «بغض» را بخوانم. من هم از بیمارستان یک اجازه کوتاه‌مدت گرفتم. به استودیو رفتم و کار را خواندم. بعد از ۲۰ روز که از بیمارستان مرخص شدم، با همان حال و روز٬ پای تنظیم «بغض» نشستم و خدا را شکر کار خوبی هم شد.

از پنهان‌کاری رفقایت صحبت کردی. پس در ابتدا تو اصل ماجرا را نمی‌دانستی.

در ابتدا فقط مهدی کرد و مهرزاد امیرخانی (ترانه‌سرای قطعات مرتضی) از بیماری‌ام مطلع بودند و این مسأله را از خودم پنهان می‌کردند. اما به خاطر رفتارهایی که داشتند من شک کرده بودم و اطمینان داشتم که در مورد بیماری‌ام مسائلی هست که من نمی‌دانم چون همان‌طور که گفتم به من گفته بودند فقط یک زخم ساده است. من واقعاً دوست داشتم واقعیت را بدانم. دلم نمی‌خواست در برزخ و تردید باشم. خلاصه به دکترم اصرار کردم که حقیقت را به من بگوید و با وجود این‌که آن زمان دکترم چندان به مداوای من امید نداشت، در نهایت حقیقت را گفت. شکر خدا بعد از این‌که مراحل درمانی را شروع کردم. دکترم هم به مداوایم امیدوار شد.

فکر می‌کنی بتوانی از این مرحله سخت زندگی‌ات به خوبی عبور کنی؟ حس من که بسیار مثبت است. خودت چه فکر می‌کنی؟

من می‌گویم هر چه خدا بخواهد. همین که مردم دعایم می‌کنند و انرژی مثبتشان را می گیرم و لطفشان را به عینه می بینم٬ برایم بزرگ‌ترین نعمت است. واقعا مهم نیست که قرار است چه اتفاقی بیفتد. همین انرژی‌های مثبت همه چیز زندگی من شده است. می دانم که با همین انرژی ها شکستش می دهم.

تو خواننده و موزیسین بسیار با پتانسیل و توانایی هستی و ماجرای بیماری هم مزید بر علت شد تا چند پله یکی کنی و بتوانی زودتر به درجه بالایی از شهرت و موفقیت برسی.

طبیعتاً وقتی هنرمندی دچار یک بیماری سخت می‌شود، نامش بیشتر آورده می‌شود و مردم درباره‌اش بیشتر صحبت می‌کنند. حتی شایعاتی درباره به کما رفتن و فوت من هم مطرح شده بود. می‌خواهم این را بگویم که ارزش سلامتی آنقدر بالاست که از دست دادنش حتی اگر مساوی با کسب شهرت و محبوبیت باشد، اتفاق ناخوشایندی است. سلامتی بزرگ‌ترین نعمت خداست و البته همان‌طور که گفتم چون به خدا و مقدراتش اعتقاد قبلی دارم، ناراضی نیستم و راضی‌ام به رضای او. خنده‌دار است اگر در درون خودم بگویم چه خوب شد مریض شدم و به درجه بالایی از شهرت رسیدم. ارزش زندگی و سلامتی ورای این موفقیت‌های گذرا و زمینی است.

وقتی شایعه فوت خودت را شنیدی چه احساسی داشتی؟ یادم است حتی بعضی از خواننده‌ها هم درگیر این شایعه شده بودند و پیگیری ‌می کردند.

راستش من بیشتر خندیدم و به این فکر کردم که بعضی‌ها چقدر بیکارند که شایعه‌سازی می‌کنند و حرف‌ها را تا کجا می‌برند.

راستی شیمی‌درمانی و کلاً بیماری روی خواندن، صدا و توانایی‌هایت تأثیری نگذاشته؟

وقتی شیمی‌درمانی می شوم تا یک هفته قدرت خواندن ندارم. صدایم خشک می‌شود و طبیعتاً نمی‌توانم بخوانم اما بعدش با سرم، داروهای گیاهی و… خودم را تقویم می‌کنم و صدایم را برمی‌گردانم.

خب، برگردیم به چند سال قبل. از ابتدای فعالیت‌های حرفه‌ای موسیقایی‌ات برایمان صحبت کن.

من فقط قصدم خوانندگی نبود. من از همان ابتدا جدا از خوانندگی، کار آهنگسازی، تنظیم و حتی نوازندگی را انجام می‌دادم. جلوتر که رفتم به این نتیجه رسیدم که در موسیقی ایران بهتر است یک خواننده خودش مدیریت کارهای موسیقایی‌اش را در دست بگیرد. در واقع سابقه نشان داده خواننده‌هایی که خودشان کارهایشان را می‌سازند و تنظیم می‌کنند٬ موفق‌تر هستند. من حتی میکس و مستر قطعاتم را خودم انجام می‌دادم. شاید میکس من در حد یک ساندمن خیلی حرفه‌ای نبود اما می‌خواستم حس کارم را در میکس دربیاورم. فکر می‌کنم اگر پیشرفتی در کارم حاصل شد، دلیلش همین بود که خودم کارهایم را مدیریت کردم. از طرف دیگر ذایقه و سلیقه مخاطبان موسیقی را خوب می‌شناسم چراکه از نوجوانی شنونده خوبی بودم و حتی جدا از موسیقی، به درددل دوستانم گوش می‌دادم و به لحاظ احساسی در جریان آنچه مردم دوست دارند و یا دغدغه‌شان محسوب می‌شود، قرار دارم. می‌گویند هر آدمی یک نغمه غم‌انگیز در درون خودش دارد و من جزو آن دسته افرادی هستم که می‌توانم نغمه درون آدم‌ها را بشنوم. منظورم این است احساسی که در کارهایم وجود دارد در واقع بازتاب آن چیزی است که در طول همه این سال‌ها از مردم دریافت کرده‌ام.

اولین آهنگی که در موسیقی پاپ خواندی و منتشر کردی، کدام قطعه بود؟

اولین قطعه‌ام «می‌بخشم» نام داشت و بعد از آن هم چند کار دیگر مثل «چشای من دنبالته» و… را هم منتشر کردم اما خیلی اتفاق ویژه‌ای با این قطعات نیفتاد، یک سری پیگیر کارهایم شدند و طرفدارانی داشتم ولی اصل ماجرا به بعد از آشنایی‌ام با مهرزاد امیرخانی بازمی‌گردد. با این دوست ترانه‌سرایم که آشنا شدم٬ فهمیدم که به لحاظ حسی با او نزدیکی زیادی دارم و این شد که همکاری‌مان را آغاز کردیم. من همیشه اول ملودی را می‌سازم و بعد از ترانه‌سرا می‌خواهم که روی آواهای من ترانه بنویسد. این باعث می‌شود که ترانه‌هایی با وزن‌های جالب و غیر متعارف به وجود آید و مردمی که در موسیقی با کارهای تکراری مواجه هستند به کارهای جدید و متفاوت هم دسترسی پیدا کنند. مهرزاد هم در این زمینه بسیار خوب کار کرده و الان با بسیاری از خواننده‌های مطرح مشغول همکاری است. خلاصه با مهرزاد همکاری‌مان را ادامه دادیم تا به قطعه «یکی هست» رسیدیم. من در ابتدا ملودی را ساختم و مهرزاد روی ملودی من ترانه نوشت. بسیار هم خوب کار کرد و حق مطلب را ادا کرد. «یکی هست» را پخش کردیم ولی از آنجایی که من هنوز در موسیقی اسم و رسمی نداشتم٬ حدود یک سال طول کشید تا آن‌گونه که باید مورد توجه قرار گیرد. در ابتدا همه فقط از کار تعریف می‌کردند و می‌گفتند چه کاری زیبایی است، اما ناگهان یک اتفاق خاص رخ داد و کار به قول معروف گرفت. هنوز هم در تمام کنسرت‌ها مردم به این قطعه علاقه خاصی نشان می‌دهند و منتظر اجرایش هستند. فکر می‌کنم سال‌های ۹۰-۸۹ بود که کار حسابی مورد توجه مخاطبان موسیقی قرار گرفت. همیشه در کنسرت‌هایم می‌گویم که «یکی هست» آهنگ آشنایی من با مردم بود و منِ موزیسین را با مخاطبان موسیقی پاپ پیوند داد. با انرژی فوق‌العاده‌ای که از موفقیت این کار گرفتم به راهم در موسیقی ادامه دادم و قطعات موفق دیگری را هم تولید کردم.

در تمام طول این مدت مهدی کرد (مدیر برنامه‌های مرتضی پاشایی) در کنارت بوده و فکر می‌کنم رابطه صمیمانه‌ای میانتان برقرار است.

مهدی پیش از تولید قطعه «یکی هست» با من رفیق بود و همواره مرا به ادامه کارم تشویق می‌کرد. آن زمان او «کنسرت‌گذار» بود و من همیشه از نگاهش و نظراتش استفاده می‌کردم، چراکه نگاه متفاوت او به موسیقی را می‌شناسم و می‌پسندم. خیلی از آدم‌های همکار و هم‌رده مهدی، فقط به دنبال کارهای ریتمیک و هیت هستند اما مهدی حسی‌تر به موسیقی نگاه می‌کند و این برای من ارزشمند است. در هر صورت این مهدی بود که پی پخش شدن کارهایم را گرفت و درست زمانی که احساس کردیم قطعه «یکی هست» به موفقیت رسیده، مهدی به من گفت که می‌خواهم برایت کنسرت بگذارم.

راستش من احساس ترس داشتم و هنوز نمی‌دانستم که آیا از کنسرت من استقبال خواهد شد یا نه. به خصوص که هنوز آلبومی را هم منتشر نکرده بودم. اما مهدی به من اعتماد به نفس داد و تاکید کرد که می‌خواهد این کار را انجام دهد. در هر صورت در کرج ۳ سانس در یک سالن ۸۰۰ نفره برنامه داشتیم و مورد استقبال هم قرار گرفتیم. بعد از این کنسرت داستان جدی‌تر شد و مشغول تولید آلبوم «یکی هست» شدیم. مجوزها توسط مهدی گرفته شد و این تلاش‌ها و دوندگی‌های او بود که در نهایت باعث انتشار آلبوم «یکی هست» شد.

پس بگذار این سوال را از مهدی کرد بپرسم. دریافت مجوز آلبوم «یکی هست» چقدر برایت سخت بود؟ به هر حال تو می‌خواستی یک خواننده بدون مجوز را با مجوز و به صورت رسمی به موسیقی معرفی کنی.

مهدی کرد: آن موقع شرایط دفتر موسیقی با امروز فرق داشت و بسیار سخت می‌گرفتند. با این حال من و مرتضی به قدری عاشق این کار شده بودیم که همه سختی‌ها را به جان خریدیم و آنقدر پیگیری کردیم که به مجوز دست یافتیم. رفاقت من و مرتضی آنقدر عمیق شده بود که من سایر فعالیت‌های موسیقایی و برگزاری کنسرت‌ها را کنسل کردم و همه توانم را گذاشتم تا مجوز آلبوم «یکی هست» را بگیرم.

با توجه به نوع ترانه‌ها و ملودی‌ها برای دریافت مجوز کارمان از بقیه مشکل‌تر هم بود ولی شکر خدا پس از یک سال و نیم موفق به دریافت مجوز آلبوم شدیم.

برگردیم به مرتضی. تو یک کار موفق و محبوب دیگر به نام «جاده یک طرفه» داری که من شخصاً بسیار می‌پسندمش و از کارهای مورد علاقه‌ام است. می‌گفتند ملودی این کار کاور است. این شایعه حقیقت داشت؟

مرتضی: من تا به امروز هیچ قطعه ای را کاور نکرده‌ام و حتی از کاری الهام هم نگرفته‌ام اما چون ملودی‌هایم وزن‌ها و ریتم‌های نامتعارف دارند، خیلی‌ها فکر می‌کنند کاور است. شاید تا به حال فقط یک تحریر را در قطعه «آرزو» از یک کار خارجی الهام گرفته‌ام. همین و بس.

ظاهراً اردیبهشت‌ماه در کرمانشاه ۷ سانس کنسرت داشته‌ای. اتفاقی که در طی سال‌ها و دست کم ماه‌های اخیر برای کمتر خواننده ای رخ داده.

مهدی کرد: جالب‌تر این‌که دو اجرا از این ۷اجرا٬  ساعت ۱۰ صبح آغاز شد. یعنی ساعت ۱۰ صبح سالن مملو از جمعیت بود و اگر ۲۰ سانس دیگر هم در آنجا کنسرت می‌گذاشتیم باز هم بلیت‌ها تمام می‌شد. بلیت‌های مربوط به سانس‌های ۱۰ صبح، حدود ۱۰-۱۲روز پیش از تاریخ کنسرت به فروش رفته بود و عجیب تر این‌که در همان روز دو سانس هم بعدازظهر اجرا داشتیم.

مرتضی: برایم حیرت آور بود که مردم ساعت ۱۰ صبح به آن شدت پر انرژی و سرحال بودند. باور کن انرژی سالن در کنسرت‌های صبح‌مان با کنسرت‌های بعدازظهر و شب برابری می‌کرد.

مهدی کرد: روز اولی که ساعت ۱۰ صبح کنسرت داشتیم. من و مرتضی خواب مانده بودیم و ساعت ۹:۳۰ بیدار شدیم. با این حال به کنسرت رسیدیم و مرتضی اجرای فوق‌العاده‌ای هم داشت. می‌خوام مسأله‌ای را مطرح کنم که تا به حال جایی نگفته‌ام. مرتضی این روزها به شکلی عجیب و باور نکردنی٬ انرژی دارد و حرکتش یک حرکت حماسی است. مرتضی دارد می‌جنگد و در واقع این اوست که ما را دنبال خودش می‌کشاند و از برنامه‌ای به برنامه دیگر می‌برد. شاید این را نباید جلوی مرتضی بگویم ولی دکترها واقعاً در کار او مانده‌اند و می‌گویند با این شرایط خاص٬ این همه انرژی را از کجا می‌آورد.

مرتضی: من به پزشکم نگفتم تعداد کنسرت‌هایم زیاد است. فقط گفتم دو سانس در تهران کنسرت دارم و اتفاقاً در یکی از سانس‌ها هم دعوتش کردم و  او هم آمد. بعد از کنسرت به من می‌گفت چگونه می‌توانی دو ساعت با این انرژی برنامه اجرا کنی. حتی در مطب با تعجب به همکارش می‌گفت که مرتضی دو سانس در تهران برنامه داشته و مشکلی هم پیش نیامده. من هم سورپرایزش کردم و گفتم: من در این چند وقته ۱۴ سانس برنامه اجرا کرده‌ام. دکتر واقعاً مانده بود چه بگوید. در نهایت به من گفت حالا که اینقدر از مردم انرژی می‌گیری به برگزاری کنسرت‌ها ادامه بده و بقیه‌اش را به من بسپار.

مهدی کرد: می‌خواهم راجع به کنسرت بندرعباس که اولین کنسرت مرتضی پس از اطلاع از بیماری‌اش بود، مطلبی را بگویم. ما قصد داشتیم برنامه بندرعباس را کنسل کنیم اما مرتضی اصرار شدیدی داشت که در این کنسرت حاضر شود و برنامه‌اش را اجرا کند. در نهایت ما راهی بندرعباس شدیم. مرتضی در بندرعباس ساعت ۵ صبح روز برنامه دچار دردی وحشتناک شد که واقعاً برای من که فقط تماشایش می‌کردم، عذاب‌آور بود اما باز هم حاضر به کنسل کردن برنامه نشد و ما هم به ناچار در «بک استیج» تختی را آماده کردیم که مرتضی پیش از کنسرت روی آن دراز کشید و زیر سرم قرار گرفت تا با انرژی بیشتری روی سن برود. باور کنید با یک درد وحشتناک روی سن رفت و همه ما را نگران کرده بود. من که همیشه در ردیف اول می‌نشینم، این‌بار روی یک صندلی در وسط سالن نشستم و فقط زار زار گریه می‌کردم. با این همه عالی می‌خواند و وقتی آنتراک داد و به بک استیج آمد، کمرش را گرفت و روی زمین دراز کشید. حتی نتوانست خودش را به تخت برساند. درد غیر قابل وصفی داشت و ما هم واقعاً نمی‌دانستیم باید چکار کنیم. با این همه باز هم به استیج برگشت و دو سانس تمام با این وضعیت کنسرتش را اجرا کرد. این فقط لطف خدا بود که مرتضی با این وضعیت روی سن سرپا بود. تا این برنامه تمام شود، من جان به لب شدم. فردا صبح مرتضی باید شیمی‌درمانی می‌شد و البته تحت عمل جراحی قرار می‌گرفت. بعد از کنسرت پروازها بسته شده بود و ما با مصیبت یک بلیط برایش تهیه کردیم و او را به تهران رساندیم.

بیوگرافی کامل مرتضی پاشایی

خیلی‌ها انتقاد می‌کنند که مرتضی با این وضعت بیماری چرا اینقدر کنسرت می‌دهد اما واقعیت این است که او با این کنسرت‌ها انرژی فوق‌العاده‌ای می‌گیرد و همان‌طور که گفتم این خود مرتضاست که ما را به دنبالش می‌کشد و دکترش هم موافق حضور او در برنامه‌هاست. اگر به من باشد که از همان ابتدا قصد لغو برنامه‌های او را داشتم. اما واقعیت این است که روحیه و انرژی مرتضی در همین برنامه‌ها صد چندان تقویت می‌شود. گاهی وقتها که در خانه نشسته‌ایم مرتضی از این‌که در آن روزِ به خصوص برنامه نداریم٬ گله می‌کند و همان‌طور که گفتم این لطف خداست که شامل حال مرتضی و ما شده. من هم انرژی‌ام را از مرتضی می‌گیرم و این اوست که به ما روحیه و انرژی می‌دهد.

فوق‌العاده است، چون خیلی‌ها در این شرایط به گوشه‌ای می‌خزند و منتظر می‌مانند تا تسلیم سرنوشت شوند.

مهدی کرد: دقیقاً، اما ماجرای مرتضی برعکس است. پس از اطلاع از بیماری مرتضی٬ من و مهرزاد امیرخانی و مصطفی (برادر مرتضی) به همان گوشه‌ای که می‌گویی خزیدیم و از لحاظ روحی کاملاً تخلیه شدیم. فقط گریه می‌کردیم و حال روز بدی داشتیم و تنها کسی که به ما روحیه داد و ما را از گوشه‌نشینی و اشک و زاری برگرداند٬ خود مرتضی بود. من و مهرزاد و مصطفی روزانه با هم حرف می‌زدیم و درددل می‌کردیم چراکه واقعاً اوضاع بدی داشتیم و روحیه‌مان را کاملاً از دست داده بودیم ولی مرتضی با اراده، قدرت و روحیه‌اش ما را امیدوار کرد.

برسیم به یک بحث ناراحت‌کننده. حتماً شما هم شنیده‌اید که برخی می‌گویند بحث بیماری مرتضی یک نمایش است تا او بر سر زبان ها باشد و حسابی مطرح و موفق شود. در جواب آنهایی که شاید با سنگدلی این بحث را مطرح کرده‌اند، چه حرفی داری؟

مهدی کرد: بگذارید اول من بگویم. چون همین برخی‌ها مرا متهم کرده‌اند که چنین کاری را طرح‌ریزی نموده‌ام. فقط این را می‌گویم که یک انسان باید خیلی پست و کثیف باشد که نزدیک‌ترین دوستش را بیمار جلوه دهد و ظاهرش را تغییر دهد و با احساسات مردم بازی کند که به ترقی و موفقیت برسد. این حرف‌ها واقعاً خجالت‌آور است.

مرتضی پاشایی: این درست که به خاطر بیماری نام من در میان مردم بیشتر مطرح می‌شود اما من قلباً از این مسأله راضی نیستم. من آنقدر در موسیقی توانایی دارم که بدون ماجرای بیماری هم مطرح ‌باشم و این را قبلاً ثابت کرده‌ام. من زمانی که وارد موسیقی شدم به توانایی‌هایم ایمان داشتم و می‌دانستم کارهایی را منتشر خواهم کرد که در موسیقی پاپ همه‌گیر شود. این بحث فقط برایم خنده‌آور است. ارزش سلامتی بیش از همه این حرف‌ها و بحث‌ها است.

مهدی کرد: جالب است قبل از ماجرای بیماری، مرتضی را کمتر بازی می‌دادند و ما هم سرمان گرم کارمان بود. حالا هم این بحث زشت را مطرح می‌کنند و من نمی‌دانم چه بگویم، اما دوستانِ خواننده مرتضی کاملاً در جریان ماجرا هستند و شاهد حقیقت. علی لهراسبی خودش برای مرتضی وقت دکتر گرفت و یا بعضی از داروهای کمیاب مربوط به شیمی‌درمانی مرتضی به کمک محسن یگانه از ترکیه به دست ما رسید. این است که چون حقیقت کاملاً روشن است٬ بحث در این رابطه بی معناست. یکی از کارهایی که در زندگی‌ام نتوانستم مدیریت کنم٬ مسکوت ماندن خبر بیماری مرتضی بود. ما روز اول تصمیم گرفتیم هیچ‌کس از بیماری مرتضی مطلع نشود، اما نتوانستیم جلوی انتشار این خبر را بگیریم.

بیوگرافی کامل مرتضی پاشایی+عکس مرتضی پاشایی و نامزدش

مرتضی: حتی خانواده‌ام هم در ابتدا از بیماری من اطلاع نداشتند چون نمی‌خواستم روحیه‌شان به هم بریزد. به هر حال آنها در جریان قرار گرفتند اما قرار شد سایر فامیل‌ها و آشنایان مسأله بیماری‌ام را نفهمند. به عنوان مثال عمویم و فامیل‌های نزدیکم ماجرا را نمی‌دانستند. ما برای تغییرات ظاهری که پس از شیمی‌درمانی ناگزیر به وجود می‌آید هم برنامه‌ریزی کرده بودیم و قرار بود یک گریمور داشته باشیم. حتی قرار بود برای من یک کلاه‌گیس تهیه شود که درست شبیه موهای خودم باشد. در واقع دقیقه ۹۰ بود که من با استفاده از کلاه‌گیس مخالفت کردم.

پس چه شد که ماجرای بیماری‌ات لو رفت و رسانه‌ای شد؟

بستری که بودم، پرستاران و کارکنان مختلف از سایر بیمارستان‌ها تماس می‌گرفتند و می‌گفتند ما طرفدارت هستیم و می‌توانی برای درمان بهتر به بیمارستان ما منتقل شوی. خود من هم از این‌که قرار است شیمی‌درمانی شوم بی‌اطلاع بودم و اولین‌بار این حرف را از زبان یک پرستار شنیدم. در واقع او تماس گرفت و گفت برای شیمی‌درمانی به بیمارستان ما بیا و خلاصه خبر از این طریق بود که لو رفت.

نام بیماری و کلمه شیمی‌درمانی شاید برای خیلی‌ها ترسناک باشد. اولین‌بار که فهمیدی باید شیمی‌درمانی شوی چه حس و حالی داشتی؟

در ابتدا مرا از شیمی‌درمانی خیلی ترساندند ولی خودم حس بدی نداشتم، البته نمی‌توانم کتمان کنم که شیمی‌درمانی واقعاً زجرآور است. عوارض شیمی‌درمانی به شکلی است که در هفته اول پس از شیمی‌درمانی از جایت هم نمی‌توانی بلند شوی و حتی آب هم نمی‌توانی بخوری، چون مدام حالت تهوع داری. من تا به امروز ۷ مرحله از شیمی‌درمانی‌ام را پشت‌سر گذاشته‌ام و ۳ نوبت دیگر هم دارم تا بعد از آن مراحل پرتودرمانی‌ام آغاز شود.

وقتی بعد از انتشار خبر بیماری‌ات، قرار شد در تهران روی سن بروی و کنسرت اجرا کنی، خیلی‌ها فکر کردند که شاید این آخرین کنسرت مرتضی پاشایی باشد و به همین دلیل در آن کنسرت حضور یافتند. بعضی از هنرمندان به کنسرتت آمدند و خودی نشان دادند و البته بیشترشان واقعاً هدفشان روحیه دادن به تو بود. در این مورد صحبت کن.

مرتضی: این بحث‌ها را نباید با هم قاطی کنیم. مثلاً شخصی مثل محمدرضا گلزار یک سال است که دوست نزدیک و صمیمی من است و همیشه به من لطف داشته.ما در طول این مدت و در واقع قبل از بیماری‌ام، مشغول رفاقت و البته همکاری‌های موسیقایی بودیم و قطعه «روز برفی» را هم با هم خواندیم. بنیامین هم از جمله رفقای قدیمی من است. می‌خواهم بگویم خیلی از کسانی که در کنسرت من حضور یافتند و یا حتی به شکل دیگری از من ابراز حمایت کردند، دوستان قدیمی من هستند و رفاقتمان هم به خاطر بیماری من آغاز نشده است. با این حال من از همه دوستان هنرمندی که در برنامه‌های من حضور یافته و به من انرژی داده‌اند، خیلی خیلی ممنونم. حتی اگر ذهینتشان این بوده که این آخرین کنسرت مرتضی پاشایی است باز هم برای من محترم و ارزشمند هستند.

همخوانی‌ات با محسن یگانه در کنسرت تهران از قبل برنامه‌ریزی شده بود؟

نه ناگهانی بود و هیچ هماهنگی خاصی صورت نگرفته بود. حتی اگر دیده باشید٬ محسن چون شعر را حفظ نبود یک کاغذ هم در دست داشت که متن شعر را رویش نوشته بود. به هر حال از او خیلی ممنونم. محسن واقعاً از جمله دوستان خیلی خیلی خوب من است.

برگردیم به بحث آلبوم‌هایت، برای آلبوم بعدی‌ات چکار کرده‌ای؟

شدیداً مشغول کار روی آلبوم بعدی هستم. حدود ۶۰ درصد از ملودی‌ها را ساخته‌ام ولی هنوز وارد فاز تنظیم نشده‌ام. وسواس خاصی روی این آلبوم دارم و می‌خواهم یک اتفاق فوق‌العاده در این آلبوم رقم بزنم تا هم خودم و هم مردم از آن راضی باشند.

همکاران آلبوم جدیدت را معرفی می‌کنی؟

جدا از مهرزاد امیرخانی که همواره کنار من است. قصد دارم از ترانه‌های روزبه بمانی و مونا برزویی هم استفاده کنم. فکر می‌کنم تلفیق زبان‌های مهرزاد و روزبه و خانم برزویی٬ حس و حال مناسبی به آلبومم بدهد.

همه ملودی‌ها را خودم می‌سازم و در بخش تنظیم جدا از خودم٬ احتمالاً مهران عباسی، میلاد ترابی، آرون حسینی و شاید یکی دو تنظیم‌کننده جوان حضور خواهند داشت. البته در بخش تنظیم من در کار سایر بچه‌ها هم کنارشان هستم و سعی می‌کنم آن حسی و حالی که خودم می‌خواهم را دربیاورم. در واقع می‌خواهم امضاء‌ خودم پای آن کارها باشد.

تنظیم یک قطعه را هم به نیما وارسته عزیز سپرده بودم که آن اتفاق تلخ رخ داد و او را برای همیشه از دست دادیم. درگذشت نیما ضایعه بزرگی برای موسیقی ماست.

این روزها بچه‌های موسیقی با تو در تماس هستند؟ حالت را می‌پرسند؟

بله، با دوستانم مدام تماس داریم و من از حمایتشان ممنونم. مدل شخصیتی من به شکلی است که با همه دوستم و بعید است با کسی به مشکل برخورد کنم. زیاد حاشیه ندارم و سعی می‌کنم هر کجا که باشم به دیگران انرژی مثبت بدهم مگر این‌که کسی احساس خودبرتربینی داشته باشد و سعی کند از موضع بالا با من رفتار کند در آن صورت رابطه‌ام را قطع خواهم کرد.

محمدرضا گلزار، علی لهراسبی، محمد علیزاده، محسن یگانه، شهرام شکوهی و علی عبدالمالکی صمیمی‌ترین دوستان هنرمند من هستند، بااین حال با بسیاری از خواننده‌های دیگر مثل فرزاد فرزین، احسان خواجه‌امیری، سیروان و زانیار خسروی و… دوستی نزدیک دارم.

روی دیوار اتاقت عکس «باخ» خودنمایی می‌کند. از بین این همه موزیسین بزرگ تاریخی چرا «باخ»؟

سال‌هاپیش من بیشتر آهنگسازی و صدابرداری می‌کردم. آن زمان قرار شد دوره باروک را انتخاب کنیم و از عکس‌های هنرمندان آن دوران برای تزیین استودیو بهره ببریم. در واقع دوره باروک برایمان یک سمبل شده بود. این تابلو هم که می‌بینید، از یادگارهای همان روزهاست.

آهنگ‌های تو حس و حال شبانه دارد، به نظر می‌رسد تو بیشتر٬ شب‌ها ملودی می‌سازی، این‌گونه نیست؟

دقیقاً همین‌گونه است. من همه کارهایم را شب‌هنگام ساخته‌ام و دارم تلاش می‌کنم در روز هم بتوانم کار خوب بسازم ولی نمی‌دانم چرا نمی‌شود.

چند ماه گذشته که به سبب بیماری شب‌ها زود می‌خوابیدم کمی در ملودی‌سازی دچار مشکل شده بودم ولی در نهایت تقریباً توانسته‌ام خوابم را جوری تنظیم کنم که به ملودی‌سازی‌ام هم برسم. واقعاً شب، حس و حال دیگری دارد و برای کار هنری فوق‌العاده است.

پایان گفت‌وگوست، دوست داری مطلبی را اضافه کنی.

هدفم از ورود به موسیقی شهرت نبوده، آمده‌ام یک کار ماندگار انجام دهم و امیدوارم بتوانم به این هدف دست پیدا کنم.

با آرزوی بهبودی و سلامتی مرتضی

بیوگرافی کامل مرتضی پاشایی

انوشیروان تربتی: در حق مرتضی نامردی کردند

«انوشیروان تربتی»، نوازنده کیبورد و پیانو، اولین هنرمندی بود که درباره «گل بیتا» گفت: «من قبلاً راجع به این آلبوم با مرتضی صحبت کرده بودم. او همیشه نگران بود که این آلبوم رسماً منتشر شود و رضایت به چنین اتفاقی نداشت. این آلبوم را نخریدم و گوش نکردم و فقط بخش‌هایی از آن را چند سال قبل شنیده بودم. به نظر من ناشرین این آلبوم واقعاً کار زشتی انجام دادند. حداقل اگر از مرتضی پاشایی امضایی داشتند، می‌توانستند زمانی که او در قید حیات بود، آلبومش را منتشر کنند. نه اینکه پس از درگذشت او منتظر چنین مناسبتی شوند که اسم او دوباره در جامعه مطرح شده و این آلبوم را پخش کنند. «گل بیتا» اثری نبود که مورد تأیید مرتضی باشد. هر خواننده‌ای در دورانی فعالیت‌اش را شروع و در ادامه پیشرفت می‌کند و به مرحله‌ای می‌رسد که مورد تأیید خودش و مخاطبان‌اش است. این آثار برای ده سال قبل است و من از اطرافیان‌اش شنیده بودم که مرتضی همان ده سال قبل هم راضی به تولید و انتشار این آلبوم نبوده است. نگرانی مرتضی درباره آلبوم «گل بیتا» به خاطر مسائل حاشیه‌ای یا مادی نبود. مرتضی نگران زیر سوال رفتن اسمش با انتشار این آلبوم بود و به اعتقاد خودش کارها در آن حدی نبود که پخش شود.»

او درباره اجرای زنده قطعات این مجموعه هم گفت: «ما هیچ وقت قطعاتی از این مجموعه را در کنسرت‌ها اجرا نکردیم. البته برای اجرای صحنه‌ای، آثار باید به شورای موسیقی ارائه شوند و مجوزهای لازم برای آنها گرفته شود که این آلبوم اصلاً دست مرتضی نبوده که اجازه اجرایش را داشته باشد. ما فقط آلبوم «یکی هست» به همراه تک‌قطعاتی که قبل و بعد از آن منتشر شده بود را اجرا می‌کردیم. من نمی‌دانم چه قطعاتی در این نسخه که رسماً منتشر شده قرار دارند.»

تنظیم‌کننده دو قطعه آلبوم «اسمش عشقه» در پایان گفت: «من از این اتفاق ناراحت‌ام، چون صددرصد سوءاستفاده بود، نه هیچ چیز دیگری. به دلیل اینکه مرتضی پاشایی در شروع کارش به آدم‌هایی اعتماد می‌کند و اتفاقاتی بین آنها رخ می‌دهد و این‌که همان افراد از آن اتفاقات برای کسب درآمد استفاده کنند، مناسب نیست. حرکت زشتی بود و واقعاً در حق مرتضی نامردی و وجهه خودشان را در مارکت موسیقی خراب کردند. من از آدم‌های معمولی اطرافم شنیدم که می‌گفتند این چه اثری بود که اسم مرتضی را روی خودش داشت و حیثیت این خواننده را می‌برد.»

فرشید ادهمی: تنظیم‌ها خام بود و قطعات شکل ماکت داشتند

فرشید ادهمی، نوازنده گیتار، در ابتدا گفت: «تا حدود دو سال قبل که با «مرتضی پاشایی» کار می‌کردم، همیشه می‌شنیدم که «گل بیتا» اولین آلبومی بوده که با صدای او منتشر شده است. همان زمان یک مرتبه به شکل گذرا و نه دقیق، گوش دادم و فقط همان قطعه «گل بیتا» کمی جذبم کرد. کاملاً مشخص بود که مرتضی در این آلبوم به دنبال کسب تجربه بوده. یکی از نکاتی که من پس از شنیدن آلبوم «گل بیتا» استنباط کردم، این بود که مرتضی از همان زمان در حال تمرین روی تحریرهای خود بوده و تلاش داشته که امضایی در خواندن خود بسازد یا پیدا کند. او نشان داد که از همان ابتدا ملودی‌ساز خوبی بوده ولی صدایش در آن مجموعه هنوز خام بود. قدرت خواندن مرتضی در آن آلبوم به اندازه آثار دو سال آخر عمرش نبود و مشخص است که طی این‌ سال‌ها روی وکال خود کار کرده بود. تنظیم‌ها هم خام بود و قطعات شکل ماکت داشتند. می‌توان گفت «گل بیتا» یک آلبوم خیلی معمولی بود و خود مرتضی هم خیلی دوست نداشت که این اثر شنیده شود. خودش در این سال‌های اخیر احساس می‌کرد که چیزهای بهتری یاد گرفته و عرضه کرده است.»

ادهمی در مقایسه آلبوم «اسمش عشقه» با «گل بیتا» به این نکات اشاره کرد: «مطمئناً سطح آلبوم «اسمش عشقه» بسیار بالاتر است و حتی به نظر من سطح برخی قطعات «اسمش عشقه» از آلبوم «یکی هست» هم بالاتر است. مثلاً پنج یا شش ملودی این آلبوم با نظر خود مرتضی انتخاب شده بود و مرتضی همیشه می‌گفت که این قطعات را برای آلبوم جدید کنار گذاشته‌ام. البته احساس می‌کنم برخی از قطعات «اسمش عشقه» را صرفاً به این دلیل در آلبوم گذاشته‌اند که تعداد قطعات بیشتر شود و خودش اگر بود، این کارها را انتخاب نمی‌کرد. تنظیم‌های «اسمش عشقه» هم از هر لحاظ بسیار بهتر و قوی‌تر از «گل بیتا» بود؛ چون افرادی که برای تنظیم تاسمش عشقه» انتخاب شدند، اغلب همان نفراتی بودند که خود مرتضی دوست داشت با آنها کار کند. در مقوله میکس «اسمش عشقه» یک مشکل بزرگ وجود داشت که دست همه بسته بود. آن هم اینکه وکال مرتضی در یک حالت معمولی و به صورت ماکت ضبط شده بود. مرتضی عادت داشت که در اتاق خود با یک میکروفون ساده صدایش را ضبط می‌کرد تا صرفاً خط ملودی را به خاطر بسپارد. قرار بود که آن ماکت‌ها بعداً در استودیو ضبط شوند؛ ولی متأسفانه این اتفاق رخ نداد و تیم آلبوم «اسمش عشقه» تمام تلاش خود را کردند را تا میکس‌ها خوب شود. با این همه، در این بخش هم سطح بالاتری نسبت به آلبوم «گل بیتا» می‌بینیم!»

این نوازنده در پایان گفت: «مسائلی که درباره دنیای مرتضی پاشایی طی چند ماه اخیر مطرح شده، متأسفانه از موسیقی و هنر فاصله گرفته و بیشتر سمت حاشیه است. در بحث موسیقی من همیشه مرتضی را قبول داشتم. به دلیل اینکه خودم هم کار آهنگسازی می‌کنم، می‌توانم بگویم بهترین آهنگسازی بود که تاکنون دیده‌ام. در مورد موسیقی او نمی‌توانم چیزی بگویم و این بخش تا روز درگذشت او بود و جریان داشت. اما متأسفانه مسائل حاشیه‌ای و سوءاستفاده‌هایی که از این هنرمند توسط اشخاص مختلف به عمل آمده، ناراحت‌کننده است، مخصوصاً سر همین آلبوم «گل بیتا». می‌دانم که این آلبوم در زمان حیات مرتضی واگذار شده بود ولی واقعاً انتشار آن صورت خوشی نداشت.»

حامد طاهری: مرتضی پاشایی از ابتدا مرتضی پاشایی نبوده است

دکتر «حامد طاهری»، نوازنده گیتار بیس، از ابتدای حضور مرتضی پاشایی روی استیج به عنوان رهبر ارکستر در کنار او حضور داشت. او ابتدا گفت: «آلبوم «گل بیتا» را حدوداً چهار سال قبل و در ابتدای همکاری با مرتضی شنیدم. آن زمان قرار بود که قطعاتی را برای اجرا در کنسرت‌ها انتخاب کنیم. او قطعاتی که داشت را ارائه کرد و گفت که آلبومی هم به نام «گل بیتا» دارم. همه آثارش را شنیدم و قطعاتی را برای کنسرت انتخاب کردیم اما خود مرتضی تمایلی برای اجرای قطعات «گل بیتا» در کنسرت‌ها نداشت. من هم دیدگاه او را داشتم و به این ترتیب، قطعات آن مجموعه در اجراهای ما شنیده نشد. من آلبوم را از قبل داشتم و شنیده بودم ولی ورژن جدید آن که به تازگی منتشر شده را تهیه نکردم؛ چون می‌دانم که مرتضی راضی به انتشارش نبود. نمی‌دانم که تغییری کرده یا نه، ولی مرتضی پاشایی از ابتدا مرتضی پاشایی نبوده است. او هم مانند تمامی خواننده‌ها از ابتدا آزمون و خطاهای زیادی داشته تا به یک خواننده پخته و پرطرفدار تبدیل شد.»

این نوازنده و تنظیم‌کننده حتی نسبت به انتشار آلبوم «اسمش عشقه» هم انتقاد دارد و نقد اصلی او به تنظیم‌های آن مجموعه است: «به نظر من حتی انتشار آلبوم «اسمش عشقه» هم غیرحرفه‌ای بود و نباید به آن شکل منتشر می‌شد. در حقیقت باید تا همان‌جا که مرتضی کار کرده بود و رد پایش در آثارش بود، به گوش مردم می‌رسید که خدا را شکر قطعاتی که در زمان حیاتش تولید کرد، به خوبی در میان مخاطبان شنیده شد. در قطعات آلبوم «اسمش عشقه»، صدای مرتضی کیفیت لامز را نداشت و برای پوشاندن این ضعف، از تنظیم‌های خیلی قوی بهره بردند و صدای تنظیم به شکل عجیب و غریب شنیده می‌شد. دلیلی نداشت که تنظیم خیلی فوق‌العاده استفاده شود تا کیفیت پایین صدای مرتضی به چشم نیاید و فکر می‌کنم این اشتباه بود. همه تنظیم‌کننده‌های آن آلبوم از دوستان بسیار خوب من هستند و زحمت زیادی برای «اسمش عشقه» کشیدند؛ اما به نظرم اگر قرار بود از صداهای به یادگار مانده از مرتضی استفاده کنند و بهره مالی وجود نداشته باشد، می‌توانستند آنها را به صورت تک‌قطعه منتشر کنند.»

اما او با این وجود، «اسمش عشقه» را بهتر از «گل بیتا» می‌داند و می‌گوید: «با همه این انتقادات، من ملودی‌های «اسمش عشقه» را بیشتر دوست دارم و ترانه‌های «مهرزاد امیرخانی» را نسبت به ترانه‌های آقای رفیعی بیشتر می‌پسندم. درباره تنظیم‌های آلبوم گل بیتا هم ترجیح می‌دهم صحبت نکنم، چون به اعتقاد من آن آلبوم یک اثر غیرقابل استفاده بود که از آن سوءاستفاده شد. اگر «گل بیتا» آلبوم خوبی بود، مرتضی به من می‌گفت که قطعاتش را مجدداً تنظیم و در کنسرت‌ها اجرا کنیم.»

دکتر طاهری صحبت‌های خود را با تعریف خوابی از مرتضی به پایان برد: «روز انتشار آلبوم «گل بیتا» خوابی دیدم که شاید تعریف آن خالی از لطف نباشد. در خواب دیدم که مرتضی خیلی عصبی نزد ما آمد و چند مرتبه قصد داشت تلفن همراه خود را به دیوار بکوبد. به او گفتیم که این کار را نکن و جلوی او را گرفتیم. پس از سه یا چهار مرتبه بالاخره او با عصبانیت تلفن همراه‌اش را به سمت دیوار پرتاب کرد. من هیچ وقت (چه در زمانی که با هم کار می‌کردیم و چه چندباری که به خوابم آمد) هیچ‌گاه ندیده بودم که تا این حد عصبانی باشد. مسلماً اگر مرتضی در قید حیات بود، اجازه نمی‌داد این آلبوم منتشر شود.»

مرتضی پاشایی در روزهای ۱۴، ۱۵ و ۱۶ اردیبهشت ماه در سالن «انتظار» شهرستان کرمانشاه روی صحنه رفت تا پذیرای دوستدارانش در این خطه از کشور باشد.

این خواننده که در ماه های گذشته حواشی و شایعات زیادی را پشت سر گذاشته، در حالی در این شهر غربی به اجرای برنامه پرداخت که به دلیل استقبال قابل توجه از این برنامه، او مجبور شد به جای ۴ سانس، ۷ سانس در این شهر کنسرت برگزار کند و تمام بلیت های این کنسرت ها ظرف ۴۸ ساعت به فروش رسید.

از نکات قابل توجه این برنامه، اجرای ساعت ۱۰ صبح این خواننده در روز دوم این برنامه بود که باعث شد او در یک روز در ۳ سانس (۱۰ صبح و ۶ و ۹ شب) روی صحنه برود.

برگزاری منظم و به دور از هرگونه حاشیه و بی نظمی از جمله نکات مثبت این برنامه بود تا بسیاری از اهالی رسانه که برای پوشش خبری این برنامه در محل کنسرت ها حضور داشتند، این برنامه ها را جزو منظم ترین برنامه هایی بدانند که تاکنون برای پوشش رسانه ای به آنجا اعزام شده اند.

این خواننده با قطعه «باید کاری کنی» روی صحنه آمد و در ادامه قطعات پُرطرفدارش از آلبوم «یکی هست» و سایر تک قطعاتش را به اجرا در آورد و در اواسط اجرایش رو به حاضرین گفت: «من کلا دو بار به شهر شما سفر کرده ام. اولین سفر من به دوران سربازی ام برمی گردد و مطمئن ام که نمی دانستید من در کرمانشاه سرباز بوده ام! از آن سال ها خیلی گذشته و حالا اولین کنسرت ام را در این شهر برگزار می کنم و از این بابت خوشحالم.»

پاشایی در ادامه برنامه اش نیز با اجرای قطعاتی چون «جاده یکطرفه» و «ستایش» توانست لحظات بااحساسی را برای دوستدارانش خلق کند تا همین فضای مثبت و صمیمی باعث شود در اواخر برنامه رو به حاضرین بگوید: «این برنامه یکی از بهترین برنامه هایی بود که تاکنون روی صحنه برده ام و بابت این انرژی خوب و ویژه از شما ممنونم.»

مرتضی پاشایی: فقط به عشق هوادارانم مبارزه می کنم

حالا از یک اجرای موفق برگشته و ساعت یک صبح است. اینجا لابی هتل «پارسیان» کرمانشاه است. به جز چند خدمه هتل کسی بیدار نیست و «مرتضی پاشایی» رو به روی من نشسته و می خواهد برای اولین بار درباره همه شایعه های چند ماه گذشته صحبت کند. کدام حاشیه ها و شایعات؟ صحبت ها و روایت های مختلفی درباره او سر زبان ها افتاد. خبر فوت اش بارها در فضای مجازی دست به دست شد. از او به عنوان یک بیمار سرطانی نام برده شد و خیلی ها حتی اوایل اردیبهشت را آخرین روزهای فرصتی دانستند که پزشکان به او داده اند! صحبت هایی تلخ و ناراحت کننده که باعث شد خیلی از طرفدارانش دوران سختی را سپری کنند. اما اصل ماجرا چه بود؟ چرا هیچوقت درباره اش صحبتی نشد؟ سکوت این خواننده چه دلیلی داشت؟

سوال اولم را می خواهم درباره خودت بپرسم. «مرتضی پاشایی» از کجا شروع شد؟
خدا خواست. این جواب کلیشه ای است، ولی واقعاً جواب دیگری برایش ندارم. ملودی هایی داشتم و ساختم و منتشر شد. مردم دوست شان داشتند. برای خودم جالب بود. می خواهی یک اعتراف بکنم؟

بگو.
بعضی وقت ها به این فکر می کنم که این ملودی از کائنات به من رسیده. با خودم می گویم خدایا این از کجا آمد؟

برویم سر اصل موضوع؟
(می خندد). برویم.

مرتضی! در ماه های گذشته به قدری در مورد تو صحبت و روایت های مختلفی منتشر شده که همه دچار یک سردرگمی پیچیده در مورد احوالات جسمی تو شده اند. لطفاً یک بار برای همیشه درباره این صحبت ها و بیماری و مشکلات جسمی ات شفاف و صریح حرف بزن؟
همه آدم ها در زندگی شان دچار برخی اتفاقات و مشکلات می شوند. خبر بیماری ام به یک باره به من داده شد، ولی این موضوع آنقدرها هم تلخ و مهم نبود که خیلی ها حتی ماجرای فوت من را هم پیش کشیدند!

خُب این بیماری تا چه حد جدی و خطرناک بود؟
من آدمی هستم که در هر شرایطی سعی می کنم از زندگی لذت ببرم. هر مشکلی هر چقدر هم که بزرگ و سخت باشد، حل شدن اش دست خود آدم هاست.

خُب بعد از اینکه فهمیدی مشکل جسمی ات جدی است، چه تغییری در زندگی ات رخ داد؟ نگاهت به دنیا و زندگی تغییر کرد؟ هدف گذاری ات برای آینده ات چطور؟
ببین من دچار یک بیماری شده بودم که باید دوران نقاهت اش را پشت سر می گذراندم. تحت نظر بودم و هیچ تغییری در زندگی من رخ نداد. زندگی من طوری است که همیشه سعی دارم آن را به بهترین شکل بگذرانم. انرژی ای که در این مدت از طرف هوادارانم به سمت ام آمد، باعث شد خیلی روحیه بگیرم. اگر آنها نبودند، باور کنید خودم را می باختم. فقط به عشق هوادارانم مبارزه می کنم. همه چیز هم تحت کنترل است. خدا را شکر می کنم بابت این اتفاق و تغییر که باعث شد از این به بعد حواسم به خودم و و ضعیت سلامتی ام باشد.

این ماجرا تغییری در رویه کاری ات به وجود آورد؟
نه. من تور کنسرت هایم را داشتم و مراحل درمانی ام را در این مدت طی کردم. دکترها هم وقتی می دیدند که تا این حد انرژی دارم، کارشان را بهتر پیش می بردند. همزمان روی آلبوم هم زوم کرده بودم. قرار بود تابستان منتشر شود که حتماً این اتفاق خواهد افتاد. منظورم این است که بیماری اصلاً باعث نشده از کارهایم عقب بیفتم.

در مورد آینده چه فکری داری؟ در هر شرایطی باز هم قرار است از زندگی ات لذت ببری و در پی آرزوهایت باشی؟
ما ایرانی ها عادت داریم به شایعات دامن بزنیم. من کنسرت هایم را دارم و آلبومم را هم با قدرت منتشر می کنم. عمر دست خداست. من همه چیزم را از خدا دارم و باقی را هم به خودش سپرده ام. ولی باز هم تأکید می کنم. لطف طرفدارانم را در این اوضاع مساعد روحی و جسمی ام هرگز از یاد نمی برم. آنها باعث شدند که بتوانم سرپا بایستم.

عکس مرتضی پاشایی و نامزدش

1461188217476546

vakonesh.com_b3cc93db5e0984ec488e5a93f8c1e064

بیوگرافی کامل مرتضی پاشایی+عکس مرتضی پاشایی و نامزدش





آموزش دانلود : روی لینک کلیک راست کرده و گزینه save link as را بزنید و در مسیر دلخواه ذخیره کنید

در اندروید بر روی لینک ها نگه دارید تا منو باز شود و گزینه save link را بزنید

اشتراک گذاری مطلب

کلیه حقوق برای این سایت محفوظ است. اللــهم صــل علــی محــمد و آل محــمد و عجل فرجهــم